اشتباه کردیم
اشتباه کردیم
p: 3
*ویو ا.ت*
دفتر یاداشت رو باز کردیم خیلی عجیب بود یجوری مثل همون خانومی که یه خونه میخره و میفهمه اونجا ادمایی زیادی رو کشته دقیقا اینم یسری اسم تشون نوشته شده بود با تاریخ ماهم تو گوگل اسم اونارو زدیم دقیقا همشون همجوری که تو دفتر نوشته بود مرده بودن بعد کلی صفحه رسیدم به صفحه اخری که نوشته بود اسم ماهم توش بود هنوز مرگمون ننوشته شده بود
+من واقعا یعنی قرار بمیریم
☆اقا من هنوز جونم
♡بچه ننوشته چطور میمیریم نظرتون چیه بریم تو جنگل شاید یچیزی پیدا کردیم؟
+بریم
☆هی بریم
*ویو مارکا*
رفتیم تو جنگل صدایی خنده میومده خنده های ترسناک گاهی وقتاهم صدای جیغ یا صدایی فرار کنید میشندیدم یه طناب برداشتم و دستامونو به هم بستیم تا هم دیگه رو گم نکنیم
_اوه.... چه کوچولوهایی
"واقعا که چه جرعتی داشتین برگشتین
♡نترسین ایناهم مثل همون صدا ها الکین
+اره ما نمیترسیم.البته فکر کنم
☆فکر نکن مطمئن باش
~عه نگا نگا برا ما شجاع بازی درمیارن
*ویو لیان*
داشتیم میرفتیم یهو یکی امد جلومون برگشتیم یکی دیگه پشتمون بود از کنارم یکی امد ا.ت که داشتن سکته رو میزد منم لب مرز سکته بودم ولی مارکا خونسرد وایساده بود
☆مارکا الان میمیریم بعد تو انقدر خونسرد وایسادی؟
♡کی گفته میمیریم
+اقا من نترسیدم فقط دارم میمیرم هه
_جوجه ها برای مرگ اماده شدین؟
"اون وسطی برا من
☆چیم مال تو؟
~اون نترسه هم مال من
_دیگه فقط اون کوچولوعه میمونه
+هوی من کوچولو نیستم
♡چه جالب جئون جونگکوک کدومتونین؟
_منم
♡چه جالب شما دفتر خاطراتتو گم نکردی؟
_دسته توعه؟
♡اره... ولی بهت نمیدمش هه هه
_بزور ازت میگرمش
♡یه جایی گذاشتمش خودتم بکشی بهت نمیدم
p: 3
*ویو ا.ت*
دفتر یاداشت رو باز کردیم خیلی عجیب بود یجوری مثل همون خانومی که یه خونه میخره و میفهمه اونجا ادمایی زیادی رو کشته دقیقا اینم یسری اسم تشون نوشته شده بود با تاریخ ماهم تو گوگل اسم اونارو زدیم دقیقا همشون همجوری که تو دفتر نوشته بود مرده بودن بعد کلی صفحه رسیدم به صفحه اخری که نوشته بود اسم ماهم توش بود هنوز مرگمون ننوشته شده بود
+من واقعا یعنی قرار بمیریم
☆اقا من هنوز جونم
♡بچه ننوشته چطور میمیریم نظرتون چیه بریم تو جنگل شاید یچیزی پیدا کردیم؟
+بریم
☆هی بریم
*ویو مارکا*
رفتیم تو جنگل صدایی خنده میومده خنده های ترسناک گاهی وقتاهم صدای جیغ یا صدایی فرار کنید میشندیدم یه طناب برداشتم و دستامونو به هم بستیم تا هم دیگه رو گم نکنیم
_اوه.... چه کوچولوهایی
"واقعا که چه جرعتی داشتین برگشتین
♡نترسین ایناهم مثل همون صدا ها الکین
+اره ما نمیترسیم.البته فکر کنم
☆فکر نکن مطمئن باش
~عه نگا نگا برا ما شجاع بازی درمیارن
*ویو لیان*
داشتیم میرفتیم یهو یکی امد جلومون برگشتیم یکی دیگه پشتمون بود از کنارم یکی امد ا.ت که داشتن سکته رو میزد منم لب مرز سکته بودم ولی مارکا خونسرد وایساده بود
☆مارکا الان میمیریم بعد تو انقدر خونسرد وایسادی؟
♡کی گفته میمیریم
+اقا من نترسیدم فقط دارم میمیرم هه
_جوجه ها برای مرگ اماده شدین؟
"اون وسطی برا من
☆چیم مال تو؟
~اون نترسه هم مال من
_دیگه فقط اون کوچولوعه میمونه
+هوی من کوچولو نیستم
♡چه جالب جئون جونگکوک کدومتونین؟
_منم
♡چه جالب شما دفتر خاطراتتو گم نکردی؟
_دسته توعه؟
♡اره... ولی بهت نمیدمش هه هه
_بزور ازت میگرمش
♡یه جایی گذاشتمش خودتم بکشی بهت نمیدم
۷.۹k
۲۹ فروردین ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۶)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.