{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جونگ کوکعشقمنفسمدر رو باز کن

جونگ کوک:عشقم...نفسم.در رو باز کن
یک ساعت بود که مینسو توی اتاق بود و در رو هم قفل کرده بود
جونگ کوک : مینسو...عزیزممم.. در رو باز کن لطفاً
مینسو: هق.. نمی‌خوام برو با اون دختره هق
جونگ کوک: چه دختری عشقمم
مینسو:همون دختره توی شرکت هق
جونگ کوک : من فقط بهش دست دادم چون توی پروندش موفق شده بود
مینسو: را.راست میگی
جونگ کوک: اره عشقم اصلا بیا بهش زنگ بزن خودت بپرس
مینسو:...
جونگ کوک : حالا باز کن درو قشنگم
صدایی از مینسو نشنیدم که صدای باز شدن قفل رو شنیدم
بعد دیدم مینسو آروم اومد بیرون ، محکم بغلش کردم
جونگ کوک: آهه مینسو نزدیک بود سکته کنم بچه
مینسو: ببخشید
جونگ کوک : عیب ندارع فداتشم
نگاهی به مینسو انداختم
جونگ کوک: حسود کوچولوم:))
مینسو:کوکیی!!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
End
دیدگاه ها (۰)

.like??

.like??.

(یونگ می)صبح با یک دل درد شدید از خواب بیدار شدم وقتی یک نگا...

(تهیونگ) پاشدم رفتم سمتش تهیونگ:چی واسه خودت بلغور می‌کنی ؟(...

ܥ݆ـܢܚ݅ܩߊ‌ܝ̇ߺــ یܟܿـے✨️𝐏𝐚𝐫𝐭𝟗با تموم وجودش جیغ میزنه حس میکنه ...

part13 عشق پنهانم جونگ کوک: باشه پسرم میتونی باهاش ازدواج کن...

پارت سه ویو جونگ کوک : چیییی چرا انقدر کوچیکه برای زیر خواب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط