P
P1
#کاملوناقص
کوک میز شماره سه منتظر سرویسه. . . زود باششش
با پیچیدن زنگ صدای گوش خراش اون مرد داخل حلزونی گوشم, با اکراه
چشمم رو از صفحه تی وی که درحال پخش موزیک بنک بود, گرفتم.
چند دقیقه دیگه زمان اومدن آیدل محبوبم روی استیج بود
و من باید سفارش آبجوی چندتا دانشجوی نیمه مست رو سر میزشون میبردم.
لعنتی زیر لب گفتم و به سرعت کاغذ سفارش رو از دست یرین گرفتم.
فقط چند دقیقه زمان باقی مونده بود
پس با سرعت هرچه تمام تر سفارش
هارو مرتب کردم و درحالیکه هرازچندگاهی نگاهم رو به سمت تی وی
میکشوندم
آه عمیقی کشیدم و زیر لب غری زدم.
-سگ باید توی همچین فن الیفی بشاشه!
فقط بخاطر اینکه بتونم یکبار از نزدیک آیدلمو ببینم, مجبور بودم
تمام پس انداز هامو خرج خرید آلبوم بکنم تا بلکه شانس بهم رو بکنه
و جزو معدود افرادی باشم که پاشون به فن میتینگای خصوصی باز میشد
هر چند تا وقتی اون دخترای احمق وجود داشتن که با پول باباهاشون آلبوم هارو انبار میکردن, هیچ شانسی نداشتم!
من فقط یه سال اولی تو دانشگاه بودم که کنار درس خوندن
مجبور بودم چند شیفت کار پاره وقت انجام بدم
تا هزینه های اضافی زندگیم دربیاد.
هرچند این تمام ماجرا نبود. . .
جئون جونگ کوک تو زندگیش, یه نقش جداگانه هم داشت. . . نقشی که
آیدل محبوبش از اون متنفر بود!
درست حدس زدید. . .
اون تاپ آیدل لعنت شده از من نفرت عمیق و
عجیبی داشت که هیچ جوره نمیشه درستش کرد.
چون من یکی از ساسنگ فن های بزرگ و فعاله آیدل معروف ,کیم تهیونگ, هستم!
و اون پسر به طرز دیوانه واری از اسم من فراری و بیزار بود.
هرچند تابحال چهره ی من رو ندیده
اما اسم "کوکی" که صاحب یه فن اکانت معروف و پر از خبرهای دست اول در مورد خودشه رو زیاد شنیده.
اونقدر زیاد که تو یکی از الیواش خواهش کرد تا دست از سرش بردارم
#کاملوناقص
کوک میز شماره سه منتظر سرویسه. . . زود باششش
با پیچیدن زنگ صدای گوش خراش اون مرد داخل حلزونی گوشم, با اکراه
چشمم رو از صفحه تی وی که درحال پخش موزیک بنک بود, گرفتم.
چند دقیقه دیگه زمان اومدن آیدل محبوبم روی استیج بود
و من باید سفارش آبجوی چندتا دانشجوی نیمه مست رو سر میزشون میبردم.
لعنتی زیر لب گفتم و به سرعت کاغذ سفارش رو از دست یرین گرفتم.
فقط چند دقیقه زمان باقی مونده بود
پس با سرعت هرچه تمام تر سفارش
هارو مرتب کردم و درحالیکه هرازچندگاهی نگاهم رو به سمت تی وی
میکشوندم
آه عمیقی کشیدم و زیر لب غری زدم.
-سگ باید توی همچین فن الیفی بشاشه!
فقط بخاطر اینکه بتونم یکبار از نزدیک آیدلمو ببینم, مجبور بودم
تمام پس انداز هامو خرج خرید آلبوم بکنم تا بلکه شانس بهم رو بکنه
و جزو معدود افرادی باشم که پاشون به فن میتینگای خصوصی باز میشد
هر چند تا وقتی اون دخترای احمق وجود داشتن که با پول باباهاشون آلبوم هارو انبار میکردن, هیچ شانسی نداشتم!
من فقط یه سال اولی تو دانشگاه بودم که کنار درس خوندن
مجبور بودم چند شیفت کار پاره وقت انجام بدم
تا هزینه های اضافی زندگیم دربیاد.
هرچند این تمام ماجرا نبود. . .
جئون جونگ کوک تو زندگیش, یه نقش جداگانه هم داشت. . . نقشی که
آیدل محبوبش از اون متنفر بود!
درست حدس زدید. . .
اون تاپ آیدل لعنت شده از من نفرت عمیق و
عجیبی داشت که هیچ جوره نمیشه درستش کرد.
چون من یکی از ساسنگ فن های بزرگ و فعاله آیدل معروف ,کیم تهیونگ, هستم!
و اون پسر به طرز دیوانه واری از اسم من فراری و بیزار بود.
هرچند تابحال چهره ی من رو ندیده
اما اسم "کوکی" که صاحب یه فن اکانت معروف و پر از خبرهای دست اول در مورد خودشه رو زیاد شنیده.
اونقدر زیاد که تو یکی از الیواش خواهش کرد تا دست از سرش بردارم
- ۲.۱k
- ۲۱ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط