فعلا که کسی نیست...
فعلا که کسی نیست...
موضوع:وقتی عضو نهمی و فکر میکنی خوابن و سرشون رو میبوسی ولی اونا بیدار بودن.
*مکنه لاین*
هان:
این پسر در حدی کیوت شده بود که بدون فک کردن به اینکه شاید بیدار باشه سراغش رفتی و پیشونیش رو بوسیدی هان بدون اینکه چیزی بگه تا اذیت بشی لبخند آرومی زد
فلیکس:
بخاطر درد کمرش چند دقیقهای میشد که دراز کشیده بود و چشماش رو بسته بود وقتی چهره خستهش که از درد جمع شده بود رو دیدی به سمتش رفتی و گونهش رو بوسیدی
+لیکسی خوب میشی من کنارتم
همون لحظه چشماشو باز میکنه و با لبخند میگه
_میدونم و برای همینه که اینقد دوست دارم
سونگمین:
بعد از ساعت ها مسخره کردن پیری چان روی مبل دراز کشید و چشماش رو بست اعضا هر کدوم به سمت اتاق هاشون رفتن توی روی مبل کنار سر سونگمین نشسته بودی وقتی دیدی با چهره مظلومی به خواب رفته گفتی
+باورم نمیشه این همون سونگمینه که چند دقیقه پیش داشت چانو جر میداد؟
و بعد سرتو خم میکنی و میبوسیش
+خوب بخوابی پاپی کوچولو
یهو با صدای خواب آلودی میگه
_شنیدمش و فهمیدم که منو بوسیدی خانوم خانوما
جونگین:
جونگین اشتباهی به اتاقت اومده بود و روی تخت تو دراز کشیده بود وقتی وارد اتاق شدی و دیدیش که به شکل نازی خوابش برده دلت نیومد بیدارش کنی برای همین فقط بوسهای به سرش زدی و کنارش دراز کشید و چشمات رو بستی که چند ثانیه بعد متوجه شدی چیزی روته چشمات رو باز کردی و جونگین رو دیدی
+جونگینا چیکار میکنی؟
_هیش میخوام اون بوسه رو تکرار کنم فقط این دفعه روی لبت
درخواست بانو: https://wisgoon.com/stay-army
END🎀✨️
موضوع:وقتی عضو نهمی و فکر میکنی خوابن و سرشون رو میبوسی ولی اونا بیدار بودن.
*مکنه لاین*
هان:
این پسر در حدی کیوت شده بود که بدون فک کردن به اینکه شاید بیدار باشه سراغش رفتی و پیشونیش رو بوسیدی هان بدون اینکه چیزی بگه تا اذیت بشی لبخند آرومی زد
فلیکس:
بخاطر درد کمرش چند دقیقهای میشد که دراز کشیده بود و چشماش رو بسته بود وقتی چهره خستهش که از درد جمع شده بود رو دیدی به سمتش رفتی و گونهش رو بوسیدی
+لیکسی خوب میشی من کنارتم
همون لحظه چشماشو باز میکنه و با لبخند میگه
_میدونم و برای همینه که اینقد دوست دارم
سونگمین:
بعد از ساعت ها مسخره کردن پیری چان روی مبل دراز کشید و چشماش رو بست اعضا هر کدوم به سمت اتاق هاشون رفتن توی روی مبل کنار سر سونگمین نشسته بودی وقتی دیدی با چهره مظلومی به خواب رفته گفتی
+باورم نمیشه این همون سونگمینه که چند دقیقه پیش داشت چانو جر میداد؟
و بعد سرتو خم میکنی و میبوسیش
+خوب بخوابی پاپی کوچولو
یهو با صدای خواب آلودی میگه
_شنیدمش و فهمیدم که منو بوسیدی خانوم خانوما
جونگین:
جونگین اشتباهی به اتاقت اومده بود و روی تخت تو دراز کشیده بود وقتی وارد اتاق شدی و دیدیش که به شکل نازی خوابش برده دلت نیومد بیدارش کنی برای همین فقط بوسهای به سرش زدی و کنارش دراز کشید و چشمات رو بستی که چند ثانیه بعد متوجه شدی چیزی روته چشمات رو باز کردی و جونگین رو دیدی
+جونگینا چیکار میکنی؟
_هیش میخوام اون بوسه رو تکرار کنم فقط این دفعه روی لبت
درخواست بانو: https://wisgoon.com/stay-army
END🎀✨️
- ۱۳۴
- ۳۱ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط