امروز روز کی بود ،من یا مادرم ،مادرم که توی اتاق عکس بچش
امروز روز کی بود ،من یا مادرم ،مادرم که توی اتاق عکس بچش که شهید شده بود حرف میزد ودرد بچه ای که سالها زیر خاکه ب جون خودش میکرد وعکسش میبوسید یا من که گوش میدادم بی اختیار وقتی حرف زدنش شنیدم تمام بدنم لرزیددر جای خودم خشکم زده بود اشک از چشمام جاری شد ..مادر .مادر. مادر.مادر مهربانم دوس داشتم بیام بغلت کنم ولی اینقدر فاز بدنم سنگین بود نتونستم بلند بشم فقط اهسته گریستم.
- ۲۲۸
- ۲۶ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط