{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای رویِ تو و چشمِ تو ماهِ شبِ تارم

ای رویِ تو و چشمِ تو ماهِ شبِ تارم
با چشمِ تو آیینه می آید به چه کارم؟

ای غنچه ی زیبا تو بمان،باغ بمانَد
من رفتنی ام،شاخه ی خشکم،گل خارم

بگذار برایت غزلی تازه بگویم
بگذار به یاد تو گلی تازه بکارم

ای لحنِ تو موسیقیِ پنهان شده درشعر
ای خنده ی تو ، نغمه ی غمناک سه تارم

برگرد،نرو،اخم نکن،روی نگردان
بگذار تَرَک های دلم را بشمارم

آه این ترک اول از آن اخمِ نخست است
از اینکه دلت گفت "تورا دوست ندارم"

این...این ترک تازه؛ .همین خونی زخمی
از ارثیه عاشقی ایل و تبارم

این خشک شده،بر لب دل تاول تبخال
از آن شب سختی که نبودی تو کنارم!

هرچند تو کم طاقتی و می روی اما
تا صبح،خود صبح هزاران گله دارم

باشد برو،من مانده ام و دفتر شعرم
ماندم که تو را دست چه شعری بسپارم

گاهی غزلی،فاتحه ای،شعر سپیدی
یادی کن ازین تشنه و مگذار خمارم
دیدگاه ها (۲۶)

آی زن!در سرانگشتانت چه می‌گذشتآن هنگام که قالیِ جان مرا می‌ب...

پارت ۶

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

★彡   Part 62 彡★ پیدا کردن تاکسی این موقع صبح کار سختی بود، ا...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت 🖤پارت ۱ | «مهمان ناخوانده» ساعت...

پدرم نیست ...

✦ اولین گناه ✦فصل اول: خانه‌ای که نفس نمی‌کشدباران به شیشه م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط