{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

dark love

پارت 11
ویو جونگکوک

تو فکر بودم از کمپانی اومدم بیرون بچه ها منتظر من بودن سوار ماشین شدیم پسرا رو رسوندم

رفتم سمت خونه ات فردا دانشگاه داشت باید میرفت یکم سرد بود باید باهاش حرف بزنم

ویو ات
خیلی ناراحت بودم بغض کرده بودم ولی نذاشتم چشمام خیس بشه باید با کوک حرف بزنم شاید من باید از زندگیش برم....

اره باید بگم که جدا شیم اینجوری براش بهتره...

رسیدیم خیلی سرد خداحافظی کردم و رفتم داخل بدون اینکه لباسم در بیارم افتادم رو تخت و خوابم برد

سیاهی..
دیدگاه ها (۲)

#دو پارتی از هیونجین . درخواستی موضوع: (وقتی توی کمپانی باها...

فیک:زندگی برام معنایی نداشت تا وقتی که...پارت دوم(یک هفته بع...

THE FIRST KISSPART: 3ات: الو سلام &: خب میای یا بیام ببرمش ا...

پارت ۲بازوشو گرفتم برگشت سمتم و به چشماش زل زدمجونگ کوک:میتو...

پارت ۲دیگه مشخص نبود گریه کردم پس از دست شویی رفتم بیرون و د...

🔪🌀وقتی دستت برید و بهش نگفتی🌀🔪درخواستییساعت10 شبامروز  شوگا ...

عشق سوری پارت 9ویو کوک باید برم دنبال اون دختره اوفففف رفت د...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۱ات ویو مامانمینا زنگ زدن جواب دادم ات: سلامممممم. ا ب....

#عشق_بعد_نفرت پارت: 3ویو اتکه چشمم خورد به یه مغازه لباس فرو...

#میکاپ_آرتیست_من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط