{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

dark love

پارت 11
ویو جونگکوک

تو فکر بودم از کمپانی اومدم بیرون بچه ها منتظر من بودن سوار ماشین شدیم پسرا رو رسوندم

رفتم سمت خونه ات فردا دانشگاه داشت باید میرفت یکم سرد بود باید باهاش حرف بزنم

ویو ات
خیلی ناراحت بودم بغض کرده بودم ولی نذاشتم چشمام خیس بشه باید با کوک حرف بزنم شاید من باید از زندگیش برم....

اره باید بگم که جدا شیم اینجوری براش بهتره...

رسیدیم خیلی سرد خداحافظی کردم و رفتم داخل بدون اینکه لباسم در بیارم افتادم رو تخت و خوابم برد

سیاهی..
دیدگاه ها (۱)

dark love

dark love

✩★ 🎀 𝓂𝓎 𝒹𝒶𝓊𝑔𝒽𝓉𝑒𝓇 🎀 ★✩پارت۳ویو ات ( وقتی رسیده خونه )ات :...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط