loveingorhateing
#loveing_or_hateing
#Part36
فلش بک به بعد از گفتن اون چیز میزای عقد*(چیه من گشاد تر از اون حرفام)
با کوک رفتیم و سوار ماشین شدیم
قراره بریم بیمارستان و من تست حاملگی بدم
تهیونگ و آیان هم با ماشین خودشون میان بیمارستان
حقیقتش من واسه این استرس دارم که کوک بگه بچه رو سقط کن همون طور که به سولی گفته
+عامممم میگم کوک
_جونم نفسم؟؟
+اگه من حامله باشم چی؟
_هیچی دیگه باید بچه رو به دنیا بیاری
+هوم
_چرا اینو پرسیدی؟؟
+هیچی همین طوری
_اوم اوک
+کوک میشه بعد از تست بریم کافه؟
_اره چرا که نه
+مرسی کوکی
_وایسا الان تو منو چی صدا زدی؟؟
+کوکی!
_الهی من قربون کوکی گفتنت بشمممممم
+خدانکنه عشقم
رسیدیم بیمارستان
از ماشین پیاده شدیم و به سمت بیمارستان حرکت کردیم
چقد خلوت بود!
+ببخشید من میخوام تست حاملگی بدم کدوم سمت باید برم؟؟
یه خانمی گفت
_راهروی سمت راست رو مسقیم برید بعد بپیچید سمت راست اولین اتاق
رفتیم وارد اتاق شدیم و کارای لازم رو انجام دادن(من بچه پاکیم از این جور چیزا خبری ندارم)
پرستار:خب خانم بهتون تبریک میگم شما حامله اید!
کوک و تهیونگ همو بغل کردن و آیان و تهیونگ به ما تبریک گفتن
از بیمارستان خارج شدیم و سوار ماشین شدیم
که کوک منو بغل کرد و سرم رو بوسید
_ا.ت ممنونم که اومدی تو زندگیم و گذاشتی حس پدر شدن رو تجربه کنم!
+دورت بگردم عشقم!
منتظر پارتای بعدی باشید گوگولیا
خمارییییییییی
نویسنده:#اد_تهیونگ
#Part36
فلش بک به بعد از گفتن اون چیز میزای عقد*(چیه من گشاد تر از اون حرفام)
با کوک رفتیم و سوار ماشین شدیم
قراره بریم بیمارستان و من تست حاملگی بدم
تهیونگ و آیان هم با ماشین خودشون میان بیمارستان
حقیقتش من واسه این استرس دارم که کوک بگه بچه رو سقط کن همون طور که به سولی گفته
+عامممم میگم کوک
_جونم نفسم؟؟
+اگه من حامله باشم چی؟
_هیچی دیگه باید بچه رو به دنیا بیاری
+هوم
_چرا اینو پرسیدی؟؟
+هیچی همین طوری
_اوم اوک
+کوک میشه بعد از تست بریم کافه؟
_اره چرا که نه
+مرسی کوکی
_وایسا الان تو منو چی صدا زدی؟؟
+کوکی!
_الهی من قربون کوکی گفتنت بشمممممم
+خدانکنه عشقم
رسیدیم بیمارستان
از ماشین پیاده شدیم و به سمت بیمارستان حرکت کردیم
چقد خلوت بود!
+ببخشید من میخوام تست حاملگی بدم کدوم سمت باید برم؟؟
یه خانمی گفت
_راهروی سمت راست رو مسقیم برید بعد بپیچید سمت راست اولین اتاق
رفتیم وارد اتاق شدیم و کارای لازم رو انجام دادن(من بچه پاکیم از این جور چیزا خبری ندارم)
پرستار:خب خانم بهتون تبریک میگم شما حامله اید!
کوک و تهیونگ همو بغل کردن و آیان و تهیونگ به ما تبریک گفتن
از بیمارستان خارج شدیم و سوار ماشین شدیم
که کوک منو بغل کرد و سرم رو بوسید
_ا.ت ممنونم که اومدی تو زندگیم و گذاشتی حس پدر شدن رو تجربه کنم!
+دورت بگردم عشقم!
منتظر پارتای بعدی باشید گوگولیا
خمارییییییییی
نویسنده:#اد_تهیونگ
- ۵.۶k
- ۰۸ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط