به سلامتی اون دختری که موقع عقد
به سلامتی اون دختری که موقع عقد
بجای اینکه بگه با اجازه بزرگترها
گفت با اجازه ی عشقم که نذاشتن بهش برسم......
.
.
.
.
.
بعد چشمتون روز بد نبینه دوماد چنان کوبید تو صورتش
که صدا آب هویج داد عقدشم نکرد ،
مادر شوهر و خواهر شوهرشم گیساشو
کندن چون جلو فامیلا آبروشون رفته بود....
و اما بابای عروس !!! با کمر بند افتاد بود به جونش
تا جایی که جا داشت زد سیاه و کبودش کرد !
الانم طفلک ترشیده هیچکسم نمیاد بگیرتش
باباشم نمیذاره پاشو از خونه بذاره بیرون
عشقشم الان دوتا بچه داره زنشم خعلی دوس داره ...!
بجای اینکه بگه با اجازه بزرگترها
گفت با اجازه ی عشقم که نذاشتن بهش برسم......
.
.
.
.
.
بعد چشمتون روز بد نبینه دوماد چنان کوبید تو صورتش
که صدا آب هویج داد عقدشم نکرد ،
مادر شوهر و خواهر شوهرشم گیساشو
کندن چون جلو فامیلا آبروشون رفته بود....
و اما بابای عروس !!! با کمر بند افتاد بود به جونش
تا جایی که جا داشت زد سیاه و کبودش کرد !
الانم طفلک ترشیده هیچکسم نمیاد بگیرتش
باباشم نمیذاره پاشو از خونه بذاره بیرون
عشقشم الان دوتا بچه داره زنشم خعلی دوس داره ...!
- ۲.۶k
- ۲۵ شهریور ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط