سلامتي اون دختري ک موقع عقد به جاي اينکه بگه با اجازه بزر
سلامتي اون دختري ک موقع عقد به جاي اينکه بگه با اجازه بزرگترا
گفت با اجازه ي عشقم ک نذاشتن بهش برسم…
.
.
بعد چشمتون روز بد نبينه دوماد چنان کوبيد تو صورتش
که صدا آب هويج داد عقدشم نکرد . . .
مادرشوهر و خواهرشوهرشم گيساشو کندن
چون جلو فاميلا آبروشون رفته بود . . .
و اما باباي عروس با کمربند افتاد به جونش
تا جايي که جا داشت زد سياه و کبودش کرد . . .
الانم طفلک ترشيده هيچکسم نمياد بگيرش !
باباشم نميذاره از خونه بره بيرون !
عشقشم الان دوتا بچه داره و زنشم خعلي دوس داره...
گفت با اجازه ي عشقم ک نذاشتن بهش برسم…
.
.
بعد چشمتون روز بد نبينه دوماد چنان کوبيد تو صورتش
که صدا آب هويج داد عقدشم نکرد . . .
مادرشوهر و خواهرشوهرشم گيساشو کندن
چون جلو فاميلا آبروشون رفته بود . . .
و اما باباي عروس با کمربند افتاد به جونش
تا جايي که جا داشت زد سياه و کبودش کرد . . .
الانم طفلک ترشيده هيچکسم نمياد بگيرش !
باباشم نميذاره از خونه بره بيرون !
عشقشم الان دوتا بچه داره و زنشم خعلي دوس داره...
- ۸۱۹
- ۰۶ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط