{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به سلامتی اون دختری که موقع عقد بجای اینکه بگه با اجازه ب

به سلامتی اون دختری که موقع عقد بجای اینکه بگه با اجازه بزرگترها گفت با اجازه ی عشقم که نذاشتن بهش برسم...... . . . . . بعد چشمتون روز بد نبینه دوماد چنان کوبید تو صورتش که صدا آب هویج داد عقدشم نکرد ، مادر شوهر و خواهر شوهرشم گیساشو کندن چون جلو فامیلا آبروشون رفته بود.... و اما بابای عروس !!! با کمر بند افتاد بود به جونش تا جایی که جا داشت زد سیاه و کبودش کرد ! الانم طفلک ترشیده هیچکسم نمیاد بگیرتش باباشم نمیذاره پاشو از خونه بذاره بیرون عشقشم الان دوتا بچه داره زنشم خعلی دوس داره ...!
دیدگاه ها (۱)

از توی این مشق ها یه عشق هست پیدا کردی لایک کن مشق مشق مشق م...

ببین دختر جون..... روزی که ازدواج میکنی اونی که میخنده مادرت...

ﺁﻏـــــــﻮﺵ ﮐﺴـــﯽ ﺭﺍ ﺩﻭﺳـــﺖ ﺑﺩار ؛ ﮐـــﻪ ﺑـــﻮﯼ "ﺑـــــﯽ ﮐ...

درد یعنی...ادم از اوووووون همه ارزوی بچگی فقط بزرگ بشه همین

به سلامتی اون دختری که موقع عقد بجای اینکه بگه با اجازه بزر...

سلامتی اون دختری ک موقع عقد به جای اینکه بگه با اجازه بزرگتر...

. سلامتی اون دختری ک موقع عقد به جای اینکه بگه با اجازه بزرگ...

سلامتی اون دختری ک موقع عقد به جای اینکه بگه با اجازه بزرگتر...

سلامتي اون دختري ک موقع عقد به جاي اينکه بگه با اجازه بزرگتر...

سلامتی اون دختری ک موقع عقد به جای اینکه بگه با اجازه بزرگتر...

سلامتي اون دختري ک موقع عقد به جاي اينکه بگه با اجازه بزرگتر...

سلامتی اون دختری ک موقع عقد به جای اینکه بگه با اجازه بزرگتر...

سلامتی اون دختری ک موقع عقد به جای اینکه بگه با اجازه بزرگتر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط