به سلامتی اون دختری که موقع عقد بجای اینکه بگه با اجازه ب
به سلامتی اون دختری که موقع عقد بجای اینکه بگه با اجازه بزرگترها گفت با اجازه ی عشقم که نذاشتن بهش برسم...... . . . . . بعد چشمتون روز بد نبینه دوماد چنان کوبید تو صورتش که صدا آب هویج داد عقدشم نکرد ، مادر شوهر و خواهر شوهرشم گیساشو کندن چون جلو فامیلا آبروشون رفته بود.... و اما بابای عروس !!! با کمر بند افتاد بود به جونش تا جایی که جا داشت زد سیاه و کبودش کرد ! الانم طفلک ترشیده هیچکسم نمیاد بگیرتش باباشم نمیذاره پاشو از خونه بذاره بیرون عشقشم الان دوتا بچه داره زنشم خعلی دوس داره ...!
- ۲.۰k
- ۱۲ شهریور ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط