{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Fₐₖₑ ₙₐₘₑ: Yₐₛ

Fₐₖₑ ₙₐₘₑ: Yₐₛ
ₚₐᵣₜ²⁴

.⃝   .⃝   .⃝   .⃝   .⃝   .⃝   .⃝   .⃝

"زمان حال "
در مونده رفتم داخل تا از امر همونی اطاعت کنم‌. پا که به داخل گذاشتم گرمای داخلِ خونه به گونه ی یخ زده ام نفوذ کرد.
همه بی خبر از منو حالم دور همدیگه نشسته بودن روی مبل ها و نایون داشت ازشون پذیرایی می‌کرد.
همونی به من نیم نگاهی انداخت. طاقتِ نگاه کردن بهش نداشتم. از این که متوجه رفتار مشکوک نوه‌اش شده و شیطنت های زیر پوستیش رو دور من میبینه از شرم و خجالت نگاهم رو پایین انداختم.
باید قبل از هر رسوایی هر چه زودتر خودم گورم رو از این خونه گم کنم.
قبل از اینکه همونی تف بندازه توی صورتم و منو به عنوان یه زن خراب و بدکاره به همه معرفی کنه.
نگاهم بی اختیار به تهیونگ افتاد که خیلی راحت روی مبل نشسته بود و گوشیش رو چک می‌کرد.
طوری رفتار می‌کرد انگار که نه انگار همون آدمیه که چند دقیقه پیش توی حیاط در مورد فردا و پیامش باهام حرف می‌زد.
سرم درد میکرد و اون قدر خسته بودم که دوست داشتم هر چه زودتر خونه خالی بشه تا بتونم با وجود شرم و خجالتم از همونی توی اتاق قدیمی شوهرم کمی استراحت کنم... ولی با وجود همه اینا رفتم توی آشپزخونه تا میز شام رو بچینم.
دیدگاه ها (۰)

Fₐₖₑ ₙₐₘₑ: Yₐₛₚₐᵣₜ²⁵.⃝   .⃝   .⃝   .⃝   .⃝   .⃝   .⃝  ...

Fₐₖₑ ₙₐₘₑ: Yₐₛₚₐᵣₜ²⁶.⃝   .⃝   .⃝   .⃝   .⃝   .⃝   .⃝  ...

Fₐₖₑ ₙₐₘₑ: Yₐₛₚₐᵣₜ²³.⃝   .⃝   .⃝   .⃝   .⃝   .⃝   .⃝  ...

Fₐₖₑ ₙₐₘₑ: Yₐₛₚₐᵣₜ²².⃝   .⃝   .⃝   .⃝   .⃝   .⃝   .⃝  ...

عشق در تاریکی 25 × هوووف از دست تو + هی هی😁دیگه چیزی نگفتیم ...

Part:3 $شوهر پولی

My uncle (part 25)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط