{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتی بمان،

گفتی بمان،
می خواستم،اما نمی شد

گفتی بخوان،
بغض گلویم وانمی شد

گفتی که تا فردا
خداحافظ ولی آه

آن شب نمی دانم
چرا فردا نمی شد

تمامم شده درد
دلم میگیرداز این بودن

خیلی خسته ام.
از ڪدام حالم میپرسی.

مگر نمیبینی ڪه
چقدر شڪسته ام.
دیدگاه ها (۱)

دوای دردِ من،نه قرص است، نه زمان،نه فراموشی…دوای دردِ من شای...

گاهی دلم برای خودم می‌سوزه؛ برای تمام لحظه‌هایی که لبخند زدم...

عاشقانه های شبنم

کاش می‌شد برای لحظه‌ای، دنیا را روی دور کند گذاشت.آن‌قدر دوی...

پارت ۳ ویو ا.ت هنوز سر درد و ضعفی توی بدنم داشتم روی میزم خو...

آواز عشق♣️part 5♣️ا/ت ویوسوار آسانسور شدیم و رسیدیم پایین و ...

پارت ۴: خرسِ هدیه و بیداری‌هایِ شبانه

ترجمه لایو تولد جونگ کوک 🎀✨🐰اگه دوربین جدیدی که قصد خریدش دا...

تک پارتی✨از صبح همه‌چیز عجیب بود.چشم‌هات رو که باز کردی، سرت...

part:21

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط