یکی از مداحان رو از نزدیک زیارت کردم ایشون از مادر شهید

یکی از مداحان رو از نزدیک زیارت کردم.. ایشون از مادر شهید حججی نقل کردن که خیلی بی تاب محسن بودن.. ازشون پرسیدن چرا بی تابی میکنید.. اینطوری دشمن شاد میشه.. گفتن هروقت یادم میاد چطور با لب تشنه سر پسرمو بریدن جگرم آتیش میگیره 😭.. بعد مدتی دوباره مادر شهید رو ملاقات کردن.. دیدن از اون بی تابی خبری نیست.. دلیلش رو جویا شدن.. مادر شهید حججی گفتن.. محسن رو دیدم که گفت مادرم چرا بی تابی، چرا گریه میکنی؟.. من دردی تحمل نکردم.. زمانی که خواستن سر منو از تنم جدا کنن، آقام حسین ع کنارم بودن و گفتن محسن به چشمهای من نگاه کن.. فقط به چشمهای من نگاه کن😭
من اونقدر محو چشمان امام حسین ع بودم که اصلا دردی رو متوجه نشدم ✨💔
سلام بر لب تشنه ات #یاحسین
#شهیدانه
#پدر🕊️

#دختری_از_جنس_نور
دیدگاه ها (۸)

جمعه روز مادر 👵جمعه روز پدر 👴جمعه روز همسر 👱‍♀👨‍🦰جمعه روز فر...

🍃ياعلىُّ ياعلىُّ ياعلىُّ ✍ از ابوذر غفارى نقل شده است كه پیا...

نیایش صبحگاهی 🌺🍃🌺خدايا🙏دوستانی دارم که شايسته ی محبتندويادشا...

🌸جان را تو 🍃صفا ده به صفای صلوات🌸همراز ملک شو به نوای صلوات🌸...

پارت ۱۶۸

The Royal Veil p28— پارت: قصر وقتی خون را دیددرِ اصلی قصر با...

یوبین : آه سلام چانمی جان چانمی با اخم گفت : سلام یوبین نگاه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط