شیلان
*شیلان*
شیلان:
هیرسا : تو خونه چیزی نیست باید یکم خرید کنم
جوابشو ندادم رفتیم یه سوپر مارکت بزرگ یه دونه از چرخ های مخصوص خرید آوردم
هیرسا: زیاد خرید ندارم قبلا خرید کردم
- خوبه دیگه بریم دوست دارم با این دور بزنم
هیرسا مواد غذایی بر می داشت مثله شیر پنیر دوغ نوشیدنی
- هیرسا
هیرسا : چیه
- من پنیر وشیر زیاد می خرم مثله قبلا خرید نکن .
هیرسا : باشه
- خامه هم بزار
کلی خرت پرت برددشتم از نو ع تنقلات هیرسا متعجب نگام می کرد
- چیه ؟!!!
- چخبره انقدر چیپس وپفک وچیزای بدرد نخور برمی داری
- دوست دارم خوب
چیزی نگفت بعدم رفتیم میوه وخیار...از این چیزا برداشتیم چند بسته توت فرنگی برداشتم
هیرسا : نترکی
خندیدم وگفتم : نچ خیال راحت
بعدم رفتیم حسابداری تفلی کارتشو خالی کردم حقش بود برام کیسه بوکس نخرید چی می شد اون کیسه بوکسم می شد
- هی زردک بیا
چند نفر خندیدن وتازه هیرسا فهمید چی گفته با چشام براش خط نشون کشیدم وسوئیچ ماشینشو گرفتم ورفتم تو ماشین پشت فرمون ماشین خوشگلش یه دلم می گفت بزنمش به یه جا داغونش کنم یه دلمم که دلش نمی اومد ماشینشو خیلی دوست داشتم
هیرسا اومد نشست وگفت : رانندگیت چطوره؟
کیفمو دادم بهش وگفتم : ببین تازه من اونجا تو پیست رالی هم بودم
انقدر با سرعت می رفتم هیرسا بی توجه سرش تو گوشی بود آی لجم گرفته بود ازش حتما داشت قرار ملاقاتشو یادآوری می کرد
- هیرسا برم کجا من که اینجا رو بلد نیستم
هیرسا : اینجا رو بپیچ خوب که داری میری
- تو که حواست تو گوشی چطورمی فهمی
گوشی گذاشت تو جیبش وگفت : با گوشی من مشکل داری
- نه خوب منم ادمم حوصله ام سر میره
متعجب نگام کرد
- چیه میگم یعنی باهام حرف بزن نه اینکه سرتو بکنی تو گوشی
شیلان:
هیرسا : تو خونه چیزی نیست باید یکم خرید کنم
جوابشو ندادم رفتیم یه سوپر مارکت بزرگ یه دونه از چرخ های مخصوص خرید آوردم
هیرسا: زیاد خرید ندارم قبلا خرید کردم
- خوبه دیگه بریم دوست دارم با این دور بزنم
هیرسا مواد غذایی بر می داشت مثله شیر پنیر دوغ نوشیدنی
- هیرسا
هیرسا : چیه
- من پنیر وشیر زیاد می خرم مثله قبلا خرید نکن .
هیرسا : باشه
- خامه هم بزار
کلی خرت پرت برددشتم از نو ع تنقلات هیرسا متعجب نگام می کرد
- چیه ؟!!!
- چخبره انقدر چیپس وپفک وچیزای بدرد نخور برمی داری
- دوست دارم خوب
چیزی نگفت بعدم رفتیم میوه وخیار...از این چیزا برداشتیم چند بسته توت فرنگی برداشتم
هیرسا : نترکی
خندیدم وگفتم : نچ خیال راحت
بعدم رفتیم حسابداری تفلی کارتشو خالی کردم حقش بود برام کیسه بوکس نخرید چی می شد اون کیسه بوکسم می شد
- هی زردک بیا
چند نفر خندیدن وتازه هیرسا فهمید چی گفته با چشام براش خط نشون کشیدم وسوئیچ ماشینشو گرفتم ورفتم تو ماشین پشت فرمون ماشین خوشگلش یه دلم می گفت بزنمش به یه جا داغونش کنم یه دلمم که دلش نمی اومد ماشینشو خیلی دوست داشتم
هیرسا اومد نشست وگفت : رانندگیت چطوره؟
کیفمو دادم بهش وگفتم : ببین تازه من اونجا تو پیست رالی هم بودم
انقدر با سرعت می رفتم هیرسا بی توجه سرش تو گوشی بود آی لجم گرفته بود ازش حتما داشت قرار ملاقاتشو یادآوری می کرد
- هیرسا برم کجا من که اینجا رو بلد نیستم
هیرسا : اینجا رو بپیچ خوب که داری میری
- تو که حواست تو گوشی چطورمی فهمی
گوشی گذاشت تو جیبش وگفت : با گوشی من مشکل داری
- نه خوب منم ادمم حوصله ام سر میره
متعجب نگام کرد
- چیه میگم یعنی باهام حرف بزن نه اینکه سرتو بکنی تو گوشی
- ۵.۹k
- ۱۰ شهریور ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط