{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گرگوحشیوماه

───• ⌞𝐖𝐢𝐥𝐝 𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐭𝐡𝐞 𝐦𝐨𝐨𝐧⌝ •───
گـــــرگ‌وحــــشــــی‌ومـــاه⁹
_امشب به یه مهمونی دعوتم..می‌خوام به عنوان پارتنرم منو همراهی کنی
میخواستم مخالفت کنم اما یاد قولی که دیشب دادم افتادم.
مشکلی نداره باهاش برم..فقط یه مهمونی ساده‌ست.
هوفی کشیدم،سرمو تکون دادم و گفتم:باشه
نیشخندی زد و گفت:خیلی خوب میشه اگه همیشه همینقدر مطیع و حرف گوش کن باشی
و بعد رفت.
از حرس خنده ای کردم و به سمت اتاق رفتم.

یه دوش کوتاه گرفتم و لباسی که خدمتکار آورده بود رو پوشیدم.
روبه روی آینه نشستم و موهامو شونه کردم.(لباس و مو اسلاید های بعد)
خیلی وقته به کسی که توی آینه هست توجهی نکردم..
کسی که حال همه براش مهمه و حتی ذره ای هم به خودش اهمیت نمیده‌.
اما الان هیچ چیزی برام مهم تر لیام نیست..
با صدای در به خودم اومدم.
_خانم،اقای کیم پایین منتظرتون هستند
+اومدم
نفس عمیقی کشیدم،لباسمو مرتب کردم و رفتم بیرون.
همینطور که داشتم از پله ها میومدم پایین نگاهم افتاد به تهیونگ.
کت و شلوار بگ تیره ای تنش بود،موهاشو به سمت بالا حالت داده بود و فقط یه تار موش روی صورتش افتاده بود.
با صدای قدم هام به سمتم چرخید.
خیره نگاهم میکرد..سنگینی نگاهش داشت آبم میکرد.
کنارش ایستادم و گفتم:بریم
سرتاپا نگاهی بهم انداخت و بعد توی چشمام زل زد.
دستشو دور کمرم پیچید و گفت:بریم
نمیدونم چرا..اما هر وقت اینطور بهم نزدیک میشه انگار قلبم میخواد بیاد تو دهنم.
بوی عطرش،نگاهش و صداش..
همه اینا باعث میشه جلوش کم بیارم.
به دستش اشاره کردم و گفتم:اینکار لازمه؟
نیشخندی زد و گفت:دوست ندارم هی قول دیشبت رو یادآوری کنم
چرا دیشب بدون اینکه فکر کنم حرف زدم؟
اما خب چاره ای نداشتم.
گوشه لبمو گاز گرفتم و چیزی نگفتم.
به سمت ماشین قدم برداشتیم.
خورشید غروب کرده بود و هوا داشت تاریک می‌شد.
خیلی دلم میخواد بدونم اینجا کجاست..
چطور همچین عمارت بزرگی توی سئول داره و هنوز پلیس جاش رو نفهمیده..
اصلا ما توی سئولیم؟
به ماشین رسیدم،درو برام باز کرد و بعد از اینکه سوار شدیم روبه راننده گفت:برو
وقتی ماشین از عمارت خارج شد فهمیدم که عمارت توی یه محوطه جنگلی ساخته شده..
کل مسیر با یه سکوت سنگین گذشت..
بعد از ربع ساعت ماشین توی حیاط یه عمارت دیگه وایساد...

#فیک#رمان#جیمین#بی_تی_اس#گرگ_وحشی_و_ماه#وی#تهیونگ#جونگکوک#شوگا#نامجون#جیهوپ#جین#سناریو
دیدگاه ها (۵۷)

───• ⌞𝐖𝐢𝐥𝐝 𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐭𝐡𝐞 𝐦𝐨𝐨𝐧⌝ •───گـــــرگ‌وحــــشــــی‌ومــ...

───• ⌞𝐖𝐢𝐥𝐝 𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐭𝐡𝐞 𝐦𝐨𝐨𝐧⌝ •───گـــــرگ‌وحــــشــــی‌ومــ...

───• ⌞𝐖𝐢𝐥𝐝 𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐭𝐡𝐞 𝐦𝐨𝐨𝐧⌝ •───گـــــرگ‌وحــــشــــی‌ومــ...

───• ⌞𝐖𝐢𝐥𝐝 𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐭𝐡𝐞 𝐦𝐨𝐨𝐧⌝ •───گـــــرگ‌وحــــشــــی‌ومــ...

فصل۲ p9. (لیا)

فصل۲ (لیا) p8

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط