{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

I Love you...

I Love you...
but I don't know...
How can I say this...
to you.

Part:78

(ویو:میرا)
که یه دفعه فرد مشکوکی رو دیدم...
قد کوتاه با موهای مشکی...
و چشمایی سبز...
شک کردم...
_:یاقوت؟
صدامو می شنوی؟
با صدای جونگکوک به خودم اومدم...
+؛جونگکوک؟
بلافاصله گفت:
_:جانم؟
چشمام کمی ریز تر شد...
+:تو مرد قد کوتاه با چشمای سبز فرستادی؟
مکث کرد...
انگار که خودش هم تعجب کرده بود...
_:نه!
من همچین کاری نکردم...
وایسا...
چند لحظه مکث کرد...
+:چی شده؟
بعد صدای بم و جدیش تو گوشی پیچید...
_:همونجا وایسا الان خودمو میرسونم...
جایی نرو!
دلشوره بدتر تو دلم افتاد...
+:باشه...
و بعد صدای بوق قطع شدن تماس تو گوشم پیچید...
مرده هنوز اونجا وایساده بود...
و وقتی که متوجه نگاه های من به سمتش شد...
شروع کرد به رفتن...
دنبالش رفتم بدون توجه به حرف های کوک...
چون کنجکاوی و شک عمون بهم نمی داد...
داشتم بهش می رسیدم که،توسط کسی کشیده شدم...
و افتادم تو بغل کوک..
نگاهش تیره...
و جدی شده بود...
_:مگه نگفتم همون جا بمون؟
نگاه منم تیز شد...
+:از تو دستور نمیگیرم!
نگاهش عصبانی هم شد...
_:یاقوت حواست به حرف هات باشه!
منم لجم گرفت...
+:اگه نباشه...
که یه هو...



تا پارت بعدی مراقب خودتون باشین 💖.





#بی‌تی‌اس#جونگکوک#آرمی#فیک#فن‌فیکشن
دیدگاه ها (۰)

I Love you...but I don't know...How can I say this...to you....

I Love you...but I don't know...How can I say this...to you....

صد دایی شدنمون مبارررررکککککک 🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳 مرسی که کنارم موندید ...

بانو حمایت بشه 💖💖💖.https://wisgoon.com/kim_mari0

I Love you...but I don't know...How can I say this...to you....

Hidden Melody in Midnight Seoulp.16(از زبون نویسنده: شک ا.ت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط