{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم ،خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم...
رفت در ظلمت غم ،آن شب و شب های دگر هم
نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبرهم!
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم!
بی تو اما،به چه حالی من از آن کوچه گذشتم...


» فریدون مشیری «
دیدگاه ها (۲)

شوق دیدار تو لبریز شد ازجام وجودمشدم آن عاشق دیوانه که بودم....

سی و شش درصد چشمان تو جنسش عسل است.شراب وغزل

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ونهم: پنج ماه بعد---پنج ماه از آن شب....

#دیوانه‌بازی...شاید بعد از ظهر گرم تابستون خواب زده شدم..تو ...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

فردا فردا کردن

✦ اولین گناه ✦فصل دهم: فرود---آن شب، وقتی کاساندرا روی تخت خ...

جدایی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط