{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Forced Marriage

Forced Marriage
Part 31

ساعت کاری تموم شده بود

مثل چند روز گذشته جین اجازه نداد تنها از شرکت بیرون برم

با هم سوار ماشینش شدیم

تمام مسیر سکوت بینمون حاکم بود

چند بار متوجه شدم جین از توی آینه به ماشین های پشت سرمون نگاه میکنه

آخر سر نفسش رو بیرون داد

&فکر کنم دیگه دارم زیادی حساس میشم

لبخند کمرنگی زدم

+بعد از همه اتفاقایی که افتاده حق داری

چند دقیقه بعد جلوی خونه نگه داشت

قبل از اینکه پیاده بشم گفت

&رسیدی داخل خونه بهم پیام بده

+باشه

&قول

لبخند کوتاهی زدم

+قول

از ماشین پیاده شدم و وارد حیاط شدم

چند ثانیه بعد صدای حرکت ماشین جین رو شنیدم

وقتی مطمئن شد وارد خونه شدم از اونجا رفت

در خونه رو باز کردم و وارد شدم

تهیونگ توی پذیرایی نشسته بود و مشغول کار با لپتاپش بود

همین که منو دید لپتاپش رو بست

ـ دیر کردی

+یکم کارم طول کشید

نگاهش چند ثانیه روی صورتم موند

ـ جین رسوندت

با تعجب نگاش کردم

+از کجا فهمیدی

ـ از پنجره دیدم

فقط سرم رو تکون دادم

ـ هوم

بلند شدم و به سمت اتاقم رفتم

همین که در رو بستم کیفم رو روی تخت گذاشتم

خواستم پرده رو بکشم که اخم کردم

صبح مطمئن بودم پرده رو کامل بسته بودم

اما حالا کمی کنار رفته بود

آروم نزدیک شدم و بیرون رو نگاه کردم

کوچه کاملاً خلوت بود

پرده رو بستم و یه قدم عقب رفتم

همون لحظه گوشیم لرزید

یه پیام از شماره ناشناس

دستم یخ کرد

پیام رو باز کردم

پرده رو بستن فایده ای نداره

چند ثانیه خشکم زده بود

با عجله دوباره پرده رو کنار زدم

کوچه خالی بود

اما این بار مطمئن بودم

یه نفر تا چند لحظه قبل خونه رو زیر نظر داشته



#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
دیدگاه ها (۰)

Forced MarriagePart 30چند ثانیه فقط به جعبه خیره مونده بودیم...

فالوشه @989011_5486

Forced MarriagePart 26تمام راه تا خونه فقط به اون کارت فکر م...

Forced MarriagePart 29شب با تاکسی به خونه برگشتمتمام مسیر فق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط