Forced Marriage
Forced Marriage
Part 32
تمام شب خواب به چشمم نیومد
هر صدای کوچیکی باعث میشد از جام بپرم
چند بار پرده رو کنار زدم و بیرون رو نگاه کردم
اما هیچکس اونجا نبود
صبح با چشم های خسته از اتاق بیرون اومدم
تهیونگ آماده رفتن بود
همین که نگاهم کرد اخم ریزی کرد
ـ خوابت نبرد
برای چند ثانیه مکث کردم
+یکم
ـ معلومه
دیگه چیزی نگفت
کلید ماشینش رو برداشت و از خونه بیرون رفت
چند دقیقه بعد جین دنبالم اومد
تمام مسیر سعی میکرد بحث رو عوض کنه تا حالم بهتر بشه
ولی ذهنم هنوز درگیر پیام دیشب بود
وقتی به شرکت رسیدیم مستقیم وارد اتاقم شدم
هنوز چند دقیقه نگذشته بود که منشی در زد
خانم کانگ یه آقا اومدن و میگن فقط با خودتون کار دارن
اخم کردم
+اسمشونو گفتن
نه
گفتن موضوع شخصیه
جین که کنار میزم ایستاده بود سریع گفت
&تنها نرو
سرم رو تکون دادم
+باشه تو هم بیا
هر دو از اتاق بیرون رفتیم
مردی حدوداً چهل ساله توی سالن ایستاده بود
همین که منو دید پاکت کوچیکی سمتم گرفت
این برای شماست
+از طرف کی
نمیدونم
فقط گفتن تحویل بدم
پاکت رو گرفتم
خواستم سؤال دیگه ای بپرسم اما مرد سریع از شرکت خارج شد
جین خواست دنبالش بره
ولی وقتی بیرون رسید
دیگه اثری ازش نبود
آروم پاکت رو باز کردم
داخلش فقط یه برگه بود
روی برگه آدرس یه انبار قدیمی نوشته شده بود
پایینش هم فقط یه جمله دیده میشد
اگه میخوای بدونی ماشینت کجاست امروز ساعت هشت شب بیا
بدون پلیس
بدون دوستت
تنها
جین برگه رو از دستم گرفت
&حق نداری بری
+منم همچین قصدی ندارم
ولی ته دلم میدونستم
این فقط درباره ماشینم نبود
مین داشت منو به یه بازی خطرناک میکشوند
#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
Part 32
تمام شب خواب به چشمم نیومد
هر صدای کوچیکی باعث میشد از جام بپرم
چند بار پرده رو کنار زدم و بیرون رو نگاه کردم
اما هیچکس اونجا نبود
صبح با چشم های خسته از اتاق بیرون اومدم
تهیونگ آماده رفتن بود
همین که نگاهم کرد اخم ریزی کرد
ـ خوابت نبرد
برای چند ثانیه مکث کردم
+یکم
ـ معلومه
دیگه چیزی نگفت
کلید ماشینش رو برداشت و از خونه بیرون رفت
چند دقیقه بعد جین دنبالم اومد
تمام مسیر سعی میکرد بحث رو عوض کنه تا حالم بهتر بشه
ولی ذهنم هنوز درگیر پیام دیشب بود
وقتی به شرکت رسیدیم مستقیم وارد اتاقم شدم
هنوز چند دقیقه نگذشته بود که منشی در زد
خانم کانگ یه آقا اومدن و میگن فقط با خودتون کار دارن
اخم کردم
+اسمشونو گفتن
نه
گفتن موضوع شخصیه
جین که کنار میزم ایستاده بود سریع گفت
&تنها نرو
سرم رو تکون دادم
+باشه تو هم بیا
هر دو از اتاق بیرون رفتیم
مردی حدوداً چهل ساله توی سالن ایستاده بود
همین که منو دید پاکت کوچیکی سمتم گرفت
این برای شماست
+از طرف کی
نمیدونم
فقط گفتن تحویل بدم
پاکت رو گرفتم
خواستم سؤال دیگه ای بپرسم اما مرد سریع از شرکت خارج شد
جین خواست دنبالش بره
ولی وقتی بیرون رسید
دیگه اثری ازش نبود
آروم پاکت رو باز کردم
داخلش فقط یه برگه بود
روی برگه آدرس یه انبار قدیمی نوشته شده بود
پایینش هم فقط یه جمله دیده میشد
اگه میخوای بدونی ماشینت کجاست امروز ساعت هشت شب بیا
بدون پلیس
بدون دوستت
تنها
جین برگه رو از دستم گرفت
&حق نداری بری
+منم همچین قصدی ندارم
ولی ته دلم میدونستم
این فقط درباره ماشینم نبود
مین داشت منو به یه بازی خطرناک میکشوند
#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
- ۵۰۷
- ۱۳ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط