{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#نفرتی_عاشقانه

#نفرتی_عاشقانه
𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟎

سوآ دوباره گرفت خوابید و جیمین هم مشغول نقاشی کشیدن شد، توی دفترش سعی کرد خودش رو کنار سوآ بکشه که دست همو گرفتن و دارن بستنی میخورن
تقریبا یک ساعت گذشت ولی هنوز سوآ بیدار نشد، پس جیمین تصمیم گرفت برای خودش یکم شیر گرم کنه و بخوره، پس به سمت یخچال رفت و بعد از برداشتن بطری شیر، مقدار کمی ازش رو توی قابلمه ی کوچیک ریخت و بعد از روشن کردن گاز گزاشت شیر خوب گرم بشه.
وقتی دید داره از شیر بخار میزنه بیرون زود گاز رو خاموش کرد، اما از شانس بدش بدون اینکه بفهمه شکمش به یکی از شعله های گاز خورد و گاز باز شد، اونقدر حواسش پرت شیر نبود که یادش رفت گازی که باز شده رو خاموش کنه.
با لذت شیرش رو خورد و ظرفش رو همونجا ول کرد.
گاز هعی بیشتر و بیشتر همه جای خونه رو از خودش پر میکرد و این اصلا خوشایند نبود.

جیمین کوچولو به سمت اوپن رفت و پول رو برداشت و پیش سوآ رفت.

جیمین:منکه میدونم تو خیلی خوابالویی پس خودم میرم بستنی میخرم برای توهم میارم باشه

جوری حرف میزد انگار که دختر صداشو میشنوه
با مهربونی و علاقه ی زیادش به خواهرش روی لپ و سر دختر بوسه ای زد و ازش خداحافظی کردو به سمت کلید رفت و بعد از برداشتنش.
دیدگاه ها (۵)

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟏بعد از برداشتنش از خونه بیرون رفت و در...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟏جیمین:سوا نمیشه برگردی هق، نمیشه الان ...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟎جونگکوک بعد از خداحافظی کوتاهی با همه ...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟖𝟗ویو فردا صبح.همه دور میز جمع بودن و مش...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟕𝟔جیمین:امم شکلات، میخوری(الهیییی پدسگ ت...

Fate is predetermined

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط