{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#نفرتی_عاشقانه

#نفرتی_عاشقانه
𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟎𝟎

شیشه رو برداشت و با چشم های گریون به سمت شن ها و اب رفت.
نزدیک اب جایی که وقتی اب به بالا اومد پاهاشو خیس کنه نشست.
در شیشه ی سوجو رو با دندون ها تیزش با کرد هرچند که کمی درد داشت اما مهم نبود.
بدون اهمیت دادن به لیوانی که فروشنده داده بود از شیشه گرفت و چشم هاشو بست و خورد.
امشب بدترین جمله ی عمرش رو شنیده بود، جمله ای که تهیونگ بهش گفته بود.
اون مرد داشت پسرک رو به هرزه بودن تشبیه میداد اما پسر کوبید تو دهنش
دوباره شیشه رو بالا اورد و کمی خورد. با چشم های گریون شروع کرد به حرف زدن.

جونگکوک:خوب کاری کردم زدمت حرومزاده.
دیدگاه ها (۴)

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟕جونگکوک بعد از چند دقیقه موندن تو اب ب...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟖𝟏جیمین خواست با لگد جونگکوک رو بزنه که ...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟎سوآ دوباره گرفت خوابید و جیمین هم مشغو...

رمان سوکوکو پارت ۱چشم ها دروغ نمیگویند پرتوی افتاب که از شیش...

★彡   Part 48 彡★ به سختی نگاهم رو از چشم هاش کندم."اینجا اتاق...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟖𝟓حرف پسر با کوبیده شدن ل.ب های مرد به ر...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟕𝟐جیمین:چی؟(متعجب بلند)جونگکوک:باید انجا...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟒𝟓جونگکوک چهار چشمی نگاهش رو رمز بود و و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط