{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من هنوز هم جامانده ام

من هنوز هم جامانده ام
جایی کنار ایوانِ خانه ی پدری
جایی در آغوشِِ تاکِ گوشه ی حیاط
جایی میان کهکشانهایِ پشت بامش، شبهای تابستان
من سالهاست که جامانده ام
جایی فرسنگ ها پیش تر از این جا
لابلای صمیمیت
لابلای عشق
دیدگاه ها (۴)

یک روز رسد غمی به اندازه کوه ،یک روز رسد نشاط اندازه دشت،افس...

آدم ها را بدون اینکه به وجودشان نیاز داشته باشی دوست بدار......

چمدانم را بسته ام ... چمدانی که پر است از رویا ،آرزوهای بر ب...

$@$

ظاهرم آرام است...اما درخودم سرگردانمجایی میان ماندن و رفتنمی...

سلام بر اوڪہ وجودش سرآغازِ عشق استنامش، ترانه‌اے بر لب‌هاے ب...

رها🦋 ظاهرم آرام است...اما درخودم سرگردانمجایی میان ماندن و ر...

ما در خانه‌هایی زندگی می‌کنیم که دیوارها را ساخته‌ایم،اما پل...

پارت ۶: [ پارت اول ]نقشه‌ی مشکوکزنگ تفریح به صدا درآمد. آنیا...

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️در انتهای تالار، ریگیلوس بلک که تا آن لحظه...

🍂🤍در گوشه‌ای از این جهانِ پرهیاهو، هنوز جاهایی هست که زمان د...

مَعبودِ خَاموشِ مَن،مَن دیوانه‌وار دلباخته‌ی آن لَحظه‌هایی ب...

مَعبودِ خَاموشِ مَن،مَن دیوانه‌وار دلباخته‌ی آن لَحظه‌هایی ب...

> **«قابِ روشن روز؛ پنجره‌ای رو به آرامش و نور»** > > تماشا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط