{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آروم آروم

آروم آروم
به
نبودنت
عادت میکنم
چون هیچوقت
داشتنت رو تجربه نکردم
دیگه
به داشتن چشم های
پر از حسرتم عادت کردم
سهم منم همینه
تنهایی !
تنهایی !
تنهایی !
انقدر
این بغض
گلومو سنگین کرده
که حتی نمیتونم
حرفامو اینجا بنویسم
دیگه بی هوا خندیدن رو
یاد گرفتم
دیدگاه ها (۳)

بـــــهــ بَعضیا بایَـــــــــدگـُــفـــتـــــ:::خَســــــته...

نصف تابستونم گذشت ...بعضيا دلشون شکست           بعضيا دل شکو...

مــــــا از اونـــاشـــیم کــہ : حـَــرف مــیـــزَنم با یہ ا...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 199♡⁠。⁠)⁩اسب رو...

free from the court (p14)

سناریو : ملکه تنجیکوپارت ۱۵یوناچند هفته از زندگی کردنم کنار ...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹¹بعد دستش رو برداشت و آ...

My professorChapter:2Part:114یهو مچ دستمو کشید و صورتم محکم ...

شب التیام.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط