پارت
پارت 𝟯
#اشتباه_بزرگ
تهیونگ:هوی با توم
ویو ات محل ندادم و وارد محله خدمون شدم یعنی نزدیک خونمون پشت سرمو چک کردم کسی نبود اروم اروم قدم هامو کوچیک کردم و رسیدم در خونه
تهیونگ: مگه با تو نیستم
ویو ات
هول شدم بودم این پسره چرا ول بکن نیس رفتم توی خونه و در رو بستم همش در میزد
ات: چته روانی ولمون کن
تهیونگ: نمیای بیرون
ات: ببخشید
تهیونگ: بابت چی
ات:وقتی با موتور از کنارم رد شدی خوردم زمین منم ف.وشت دادم
تهیونگ: چی
ات: عذرخواهی کردم دیگه برو
تهیونگ: فوش دادی بلایی سرت بیارم
ات: برو وگرد نه به داداشام میگم
تهیونگ: میرم اما ف.وش هاتو یادم نمیره
ویو ات
اخیش بلخره بعد از چند دقیقه پشت در وایسادن و در زدن رفت پی زندگیش رفتم خونه خریدارو توی یخچال گذاشتم و یه نودل هم درست کردم
ات: مامان
مادر ات: بله عزیزم
ات: بیا باهم نودل بخوریم
ادامه داره ✨
#اشتباه_بزرگ
تهیونگ:هوی با توم
ویو ات محل ندادم و وارد محله خدمون شدم یعنی نزدیک خونمون پشت سرمو چک کردم کسی نبود اروم اروم قدم هامو کوچیک کردم و رسیدم در خونه
تهیونگ: مگه با تو نیستم
ویو ات
هول شدم بودم این پسره چرا ول بکن نیس رفتم توی خونه و در رو بستم همش در میزد
ات: چته روانی ولمون کن
تهیونگ: نمیای بیرون
ات: ببخشید
تهیونگ: بابت چی
ات:وقتی با موتور از کنارم رد شدی خوردم زمین منم ف.وشت دادم
تهیونگ: چی
ات: عذرخواهی کردم دیگه برو
تهیونگ: فوش دادی بلایی سرت بیارم
ات: برو وگرد نه به داداشام میگم
تهیونگ: میرم اما ف.وش هاتو یادم نمیره
ویو ات
اخیش بلخره بعد از چند دقیقه پشت در وایسادن و در زدن رفت پی زندگیش رفتم خونه خریدارو توی یخچال گذاشتم و یه نودل هم درست کردم
ات: مامان
مادر ات: بله عزیزم
ات: بیا باهم نودل بخوریم
ادامه داره ✨
- ۳۴۰
- ۲۵ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط