{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part

part 19

مستر کیم ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ات: تهیونگ ول کنه لبام نبود منم جرعت نداشتم پسش بزنم ۱دقیقه گذشت تهیونگ خوابش برد منم همینطور داخل بغلش خوابم برد

ویو ساعت ده صبح

تهیونگ: از خواب بلند شدم ات بغلم بود به صورتش نگاه کردم لباش کبود شده بود خشنود از کار خود لبخند پررنگی زدم و مهکم تر بغلش کردم


ات: ازخواب بیدار شدم به گوشیم نگاه کردم ساعت ۱۲ ظهر بود بغل تهیونگ بودم از بغلش درومدم و رفتم دستشویی کارای لازم رو انجام دادم و رفتم بیرون پسرا داشتن صبحونه میخوردن سلام کردم نشستم پشت میز که تهیونگ هم اومد نشست پیشم داشتیم صبحونه میخوردیم که جین گفت:


جین: ات چرا لبات کبوده

ات: عاممممم..... چند روزه ویتامین لب نزدم

جونگکوک: نکنه دیشب تو تهیونگ......

نامجون: جونگکوک ببندش..

ات: تهیونگ جفتم بود بهم نگاه میکرد و لبخندهای گشادی تحویلم میداد....

تهیونگ: ات برو برام نودل درست کن من صبحونه نمیخورم

ات: به من چه خودت برو درست کن دست که داری...... اومد درگوشم وگفت

تهیونگ: تو که نمیخوای کسی از کارای دیشبمون باخبر بشه«نیشخند»

ات: باشه بابا...... بله من بدبخت هم رفتم براش نودل درست کردم و اوردم دادم بهش
بیا بخور.........

تهیونگ: بیا یعنی چی بگو بفرما
ات: تهیونگ خیلی پرروییییییییی«داد»
تهیونگ: خب حالا چته چرا داد میزنی................
دیدگاه ها (۳)

part 20مستر کیم ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

part 21مستر کیم ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

ات: art 18مستر کیم ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

part 17مستر کیم ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

part 25مستر کیم ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

☆رانداخر☆part 12ات: عالیییییییجونگکوک: منظورم این. بود که بچ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط