{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شبها که میگیرد دلم ، یاد تو را تن میکنم

شبها که میگیرد دلم ، یاد تو را تن میکنم
تنها به یاد بودنت ، احساس بودن میکنم
خود را بغل میگیرم و از بین این دیوار ها
تنها به شوق یاد تو ، سودای رفتن میکنم
وقتی که جای خالیت ، خود را نمایان میکند
من در هجوم اشکها ، احساس مردن میکنم
کم دارد آغوش تو را ، این دستهای خسته ام
دور از هم آغوشی تو ، حس بریدن میکنم
این فکرهای لعنتی ، این خاطرات گم شده
آخر کجای این جهان ، از عشق دیدن میکنم
این بغضهای تو به تو ، این اشکهای خود به خود
تا کی من این اندوه را ، با خود کشیدن میکنم
دلتنگ هستم خوب من ، ای کاش برگردی به من
شبها که میگیرد دلم ، یاد تورا تن میکنم.....
دیدگاه ها (۱۶)

زندگی با سخت‌گیری‌های خود خواهد گذشت غم مخور گر روزهای تلخ ه...

هنوز پشت پنجره ام انگار سال‌هاست که در من تنیده‌ایانگار جـای...

‍ شاید دلم گرفته که شب را به هم زدم در لا به لای موی سپیدم ق...

قسم بر چشم‌هایی که برای رفتنت تر شد که با دلتنگی بسیار این ش...

کتمان نمی‌کنم، هنوز هم کماکان دوستت می‌دارم، هنوز هم با وجود...

My professor Part:97چقدر این روزا با احساس درک" شدن غریبه شد...

My professor Part:95و بعد صدای بمش تو گوشم پیچید :جونگ‌کوک ؛...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط