#انیگمایجذابمن
#انیگمایجذابمن
پارت ۱۴
+ بریم خونه
- آره
کوکوی میرن داخل خونه. جونگکوک سمت اتاق اما و میا میره . جونگکوک وارد اتاق میشه،میا عروسک خرگوشش رو بغل کرده بود و اما هم خرسی که تهیونگ برای تولدش گرفته بود. جونگکوک بوسه ای نرم روی سر دخترا میزاره و میاد بیرون و به سمت اتاق خودشون میره . در رو باز میکنه که تهیونگ رو توی اتاق نمیبینه .
+ ته.تهیونگ. سفیدم . ویسکی کوچولو.
- کوک من حمومم
جونگکوک به سمت حموم میره و تهیونگی که منتظر بود تا وان حموم پر بشه رو از پشت بغل کرد.
+ تو که دوست داشتی باهم بیایم حموم پس چرا نگفتی
- خب آخه پیش دخترا .....
+ هیشششش نمیخواد بگی باشه ازین به بعد بمون تا باهم بریم
- اوهوم
وان حموم پر میشه و جونگکوک میشینه و تهیونگ هم توی بغلش میشینه . تهیونگ دستشو میزاره روی شکمش و جونگکوک هم دستشو میزاره روی دست تهیونگ
+ خیلی دوست دارم بدونم آلفا اینجاست یا انیگما
- من میگم انیگما
تهیونگ خودشو بیشتر به جونگکوک میچسبونه
- کوک
+ جونم
- چقد منو دوست داری
+ دوست ندارم عاشقتم به اندازه تمام ستاره ها
- خب یه سواله دیگه
+ جونم بپرس
- من چیتم
+ تو اومممممم قلبمی همه وجودمی من بدون تو نمیتونم زندگی کنم
جونگکوک و تهیونگ بعد ۱۵ دقیقه از حموم بیرون اومدن و کوک بدن تهیونگ رو خشک کرد و گذاشتش روی تخت و پتو رو روش کشید و خودش هم رفت لباس پوشید و با بالا تنه لخت دراز کشید و رایحه تند نعناش رو آزاد کرد تا تهیونگ راحت تر بخوابه
- جونگکوک
+ جونم
- برو لباس بپوش سرما میخوری عزیزم
+ من همیشه اینجوریم تهیونگ
- الان فرق داره حموم بودی
+ نه فرق نداره عزیزم تازه من آغوش گرم تو رو دارم سفیدم
- شب کوچولو
+ جونم
- شب بخیر
+ شب توهم بخیر سفیدم
کوکوی توی بغل هم خوابیدن و صبح جونگکوک با وول خوردن تهیونگ توی بغلش بیدار شد
+ ویسکی کوچولو چیشده
- خواب بدی دیدم ددی
+ من قربون بیبی بویم بشم
- نه بگم چی دیدم
+ آره
تهیونگ کل خواب رو برای جونگکوک تعریف میکنه و جونگکوک محکم بغلش میکنه
+ من بهت اطمینان میدم که اتفاقی برام نیوفته
- قول (بغض )
+ قول میدم ولی بغض نکنی زندگیم
- باشه
جونگکوک بعد قولش میره صبحانه درست میکنه و میا و اما رو بیدار میکنه و تهیونگ هم میاره که........
پارت ۱۴
+ بریم خونه
- آره
کوکوی میرن داخل خونه. جونگکوک سمت اتاق اما و میا میره . جونگکوک وارد اتاق میشه،میا عروسک خرگوشش رو بغل کرده بود و اما هم خرسی که تهیونگ برای تولدش گرفته بود. جونگکوک بوسه ای نرم روی سر دخترا میزاره و میاد بیرون و به سمت اتاق خودشون میره . در رو باز میکنه که تهیونگ رو توی اتاق نمیبینه .
+ ته.تهیونگ. سفیدم . ویسکی کوچولو.
- کوک من حمومم
جونگکوک به سمت حموم میره و تهیونگی که منتظر بود تا وان حموم پر بشه رو از پشت بغل کرد.
+ تو که دوست داشتی باهم بیایم حموم پس چرا نگفتی
- خب آخه پیش دخترا .....
+ هیشششش نمیخواد بگی باشه ازین به بعد بمون تا باهم بریم
- اوهوم
وان حموم پر میشه و جونگکوک میشینه و تهیونگ هم توی بغلش میشینه . تهیونگ دستشو میزاره روی شکمش و جونگکوک هم دستشو میزاره روی دست تهیونگ
+ خیلی دوست دارم بدونم آلفا اینجاست یا انیگما
- من میگم انیگما
تهیونگ خودشو بیشتر به جونگکوک میچسبونه
- کوک
+ جونم
- چقد منو دوست داری
+ دوست ندارم عاشقتم به اندازه تمام ستاره ها
- خب یه سواله دیگه
+ جونم بپرس
- من چیتم
+ تو اومممممم قلبمی همه وجودمی من بدون تو نمیتونم زندگی کنم
جونگکوک و تهیونگ بعد ۱۵ دقیقه از حموم بیرون اومدن و کوک بدن تهیونگ رو خشک کرد و گذاشتش روی تخت و پتو رو روش کشید و خودش هم رفت لباس پوشید و با بالا تنه لخت دراز کشید و رایحه تند نعناش رو آزاد کرد تا تهیونگ راحت تر بخوابه
- جونگکوک
+ جونم
- برو لباس بپوش سرما میخوری عزیزم
+ من همیشه اینجوریم تهیونگ
- الان فرق داره حموم بودی
+ نه فرق نداره عزیزم تازه من آغوش گرم تو رو دارم سفیدم
- شب کوچولو
+ جونم
- شب بخیر
+ شب توهم بخیر سفیدم
کوکوی توی بغل هم خوابیدن و صبح جونگکوک با وول خوردن تهیونگ توی بغلش بیدار شد
+ ویسکی کوچولو چیشده
- خواب بدی دیدم ددی
+ من قربون بیبی بویم بشم
- نه بگم چی دیدم
+ آره
تهیونگ کل خواب رو برای جونگکوک تعریف میکنه و جونگکوک محکم بغلش میکنه
+ من بهت اطمینان میدم که اتفاقی برام نیوفته
- قول (بغض )
+ قول میدم ولی بغض نکنی زندگیم
- باشه
جونگکوک بعد قولش میره صبحانه درست میکنه و میا و اما رو بیدار میکنه و تهیونگ هم میاره که........
- ۸۲۴
- ۰۷ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط