فیک جونگکوک پارت

فیک جونگ‌کوک پارت ۸

چند روز بعد
روز به روز می‌گذشت...‌
مین هو:خبر داری عالیجناب هنوز ازدواج نکردن؟
مین هی:وایسا... نکنه اون جونگ‌سان رو دوست داشته باشه
مین‌هو: زیاده روی نکن
مین‌هو:یه ارباب زاده عاشق یه ندیمه بشه؟
مین‌هو: عمرا
جونگ‌کوک داشت زیر درخت گیلاس قدم میزد
شکوفه های درخت واقعا زیبا بودن
جونگ‌کوک: میدونی طبق افسانه ها میگن اگر کسی معشوقه‌اش رو زیر شکوفه های درخت گیلاس ببوسه اون عشق جاویدانِ
من دنبال همچین عشقی‌ام
جونگ‌سان: بانو دن‌بی نمیتونن این خواسته رو بر آورده کنن؟
جونگ‌کوک: نتونسته نمیتونه و نخواهد تونست
جونگ‌کوک: به نظرت اگر یه پادشاه عاشق یه ندیمه بشه چی میشه؟
جونگ‌سان: اگر اون عشق آنقدر پایدار و محکم باشه...
جونگ‌سان: خب با تموم سختی‌هاش میتونن ازدواج کنن
تحمل اینکه جونگ‌کوک ازدواج کنه برای جونگ‌سان سخت بود
فکر کن کسی که خیلی باهاش دوستی و باهاش احساس راحتی میکنی از دستت بره
یا نتونی مثل قبل بهش فکر کنی
آره... سخته واقعا سخت
احتمالا خیلی هاتون خودتون‌و جای جونگ‌سان تصور می‌کنید اما...
تا عاشق واقعی نباشی حال جونگ‌سان رو نمیفهمی

_________
نظرتون رو بهم بگید
دیدگاه ها (۱۲)

فیک جونگ‌کوک پارت ۹جنگجو سلطنتیجونگ‌سان: ولی خبجونگ‌سان: نمی...

تکپارتی نامجونویو اتهمینجوری داشتم تو خیابون راه میرفتم یه خ...

فیک جونگ‌کوک پارت ۷جونگ‌سان: البته که میتونم‌‌چی فکر کردی جن...

اینم پیج دوم‌مِ دوباره مسدود شدیم میریم اونجا@banana_sandwic...

ارمی جونگ کوک گناه داره

رمان عشق و نفرت پارت ۱۲خلاصه رفتیم خونه ی مامان جونگ کوک سان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط