فیک جونگکوک پارت
فیک جونگکوک پارت ۷
جونگسان: البته که میتونمچی فکر کردی جناب جونگکوک؟
جونگکوک ات رو از کمر گرفت و بلند کرد و چرخوندش
فکر کن زیر نور ماه
وقتی سایه روشون انداخته شده اینکارو انجام بدن
واقعا صحنه زیبایی بود
ملکه مادر داشت اونارو نگاه میکرد
اونا واقعا زوج زیبایی میشدن
افسانه ها میگن اگر عاشق و معشوق همدیگرو زیر شکوفه های درخت گیلاس ببوسن عشقشون جاودان میشه
این که قصر پره درخت گیلاس بود جونگکوک رو خوشحال میکرد
چرا که جونگکوک از این نوع عشقها دوست داشت
یه یه ازدواج اجباری که فقط جهت داشتن پسر برای ولیعهدی باشه
خدا میدونه
شاید...
شاید... جونگکوک هم بتونه یه عشق واقعی رو بچشه
__________
خب کوتاه بود...
نظرتون رو بهم بگید
جاتون خالی رفتم آب بخورم شیر کاکائو دیدم یه شیر کاکائو زدم به بدن
جونگسان: البته که میتونمچی فکر کردی جناب جونگکوک؟
جونگکوک ات رو از کمر گرفت و بلند کرد و چرخوندش
فکر کن زیر نور ماه
وقتی سایه روشون انداخته شده اینکارو انجام بدن
واقعا صحنه زیبایی بود
ملکه مادر داشت اونارو نگاه میکرد
اونا واقعا زوج زیبایی میشدن
افسانه ها میگن اگر عاشق و معشوق همدیگرو زیر شکوفه های درخت گیلاس ببوسن عشقشون جاودان میشه
این که قصر پره درخت گیلاس بود جونگکوک رو خوشحال میکرد
چرا که جونگکوک از این نوع عشقها دوست داشت
یه یه ازدواج اجباری که فقط جهت داشتن پسر برای ولیعهدی باشه
خدا میدونه
شاید...
شاید... جونگکوک هم بتونه یه عشق واقعی رو بچشه
__________
خب کوتاه بود...
نظرتون رو بهم بگید
جاتون خالی رفتم آب بخورم شیر کاکائو دیدم یه شیر کاکائو زدم به بدن
- ۸.۰k
- ۲۸ مرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۲۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط