part:2۲
part:2۲
میرن: عروسی دوستش
جیمین به این فکر کرد که اگه فقط برای آروم کردنش گفته باشن چی پس گفت
جیمین:پس منم با خودتون میبرید تا مطمئن بشم
میرن: با .... باشه(از سر ناچاری)
شوگا:حالا چی شده اومدی خونم اونم بدون اینکه بدونم
جمیمن:برات کیک آورده بودم که بیام باهم تولدت رو جشن بگیریم دیدم کسی خونه نیست منم رمز در رو بلد بودم اومدم خونت
میرن:ممنون جیمینا ..... پس بیاین جشن رو شروع کنیم
جیمین و شوگا:باشه(لبخند)
ویو۲ روز بعد سالن عروسی ساعت۲۰:۰۰
اسلاید دوم ات اسلاید سوم مادر ات
ویو ات بالاخره مادر با عمو هوانگ ازدواج کرد هر کی یه ور داشت از عروسی لذت میبرد که یک دفعه میرن و شوگا رو دیدم میرن بدو بدو اومد سمتم
میرن:تبریک میگم (بغل)
ات:ممنون(بغل)
میرن:خاله کجاست (جداشد)
ات:اونجا(با انگشت نشون داد)
شوگا:تبریک میگم (رو به ات)
ات :ممنون(لبخند)
میرن:سلام خاله جون تبریک میگم (لبخند،بغل)
م ات:ممنون عزیزم (بغل).....(جدا شدن)
شوگا:تبریک میگم خاله جان خوش بخت بشید(لبخند)
م ات:آ شوگا ممنون خوشحال شدم اومدین
میرن و شوگا:ممنون
میرن : بفرمایید (کادو رو داد دست مادر ات)
م ات وعمو هوانگ:خیلی ممنون بچها
عمو هوانگ :,خوش بگذره بهتون بچها
میرن و شوگا:ممنون (م ات و عمو هوانگ رفتن )
صدای پیامک از گوشی شوگا اومد
شوگا:آه این جیمین هم گوشی منو سوراخ کرد
میرن:چی میگه
شوگا:میگه حداقل نیوردیمش عروسی یه عکس بفرستیم براش
میرن:هووف باشه ..... از اون ور دوست دختر داره از این ور ات رو زیر نظر میگیره این چه عشقی خدایی....
ادامه دارد
لایک
کامنت
دوستون دارم 😘
میرن: عروسی دوستش
جیمین به این فکر کرد که اگه فقط برای آروم کردنش گفته باشن چی پس گفت
جیمین:پس منم با خودتون میبرید تا مطمئن بشم
میرن: با .... باشه(از سر ناچاری)
شوگا:حالا چی شده اومدی خونم اونم بدون اینکه بدونم
جمیمن:برات کیک آورده بودم که بیام باهم تولدت رو جشن بگیریم دیدم کسی خونه نیست منم رمز در رو بلد بودم اومدم خونت
میرن:ممنون جیمینا ..... پس بیاین جشن رو شروع کنیم
جیمین و شوگا:باشه(لبخند)
ویو۲ روز بعد سالن عروسی ساعت۲۰:۰۰
اسلاید دوم ات اسلاید سوم مادر ات
ویو ات بالاخره مادر با عمو هوانگ ازدواج کرد هر کی یه ور داشت از عروسی لذت میبرد که یک دفعه میرن و شوگا رو دیدم میرن بدو بدو اومد سمتم
میرن:تبریک میگم (بغل)
ات:ممنون(بغل)
میرن:خاله کجاست (جداشد)
ات:اونجا(با انگشت نشون داد)
شوگا:تبریک میگم (رو به ات)
ات :ممنون(لبخند)
میرن:سلام خاله جون تبریک میگم (لبخند،بغل)
م ات:ممنون عزیزم (بغل).....(جدا شدن)
شوگا:تبریک میگم خاله جان خوش بخت بشید(لبخند)
م ات:آ شوگا ممنون خوشحال شدم اومدین
میرن و شوگا:ممنون
میرن : بفرمایید (کادو رو داد دست مادر ات)
م ات وعمو هوانگ:خیلی ممنون بچها
عمو هوانگ :,خوش بگذره بهتون بچها
میرن و شوگا:ممنون (م ات و عمو هوانگ رفتن )
صدای پیامک از گوشی شوگا اومد
شوگا:آه این جیمین هم گوشی منو سوراخ کرد
میرن:چی میگه
شوگا:میگه حداقل نیوردیمش عروسی یه عکس بفرستیم براش
میرن:هووف باشه ..... از اون ور دوست دختر داره از این ور ات رو زیر نظر میگیره این چه عشقی خدایی....
ادامه دارد
لایک
کامنت
دوستون دارم 😘
- ۶.۴k
- ۱۷ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط