{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part :۲۰

part :۲۰

ویو ات:
یک دفعه به صورت پسر مو طلایی نگاه کردم دیدم اون ..... فلیکس همون دوست پسرم که بهم با دوست صمیمیم خیانت کرده بود ...... اول بهم خیانت می‌کنه الان بهم کمک می‌کنه!
که فلیکس پسره رو ول کرد اومد سمتم وبغلم کرد واز بغلم در اومد با دستاش صورتمو قاب کرد بانگرانی گفت
فلیکس:خوبی ..... آسیبی ندیدی؟
که ات چشماش اشکی شد و اشک هاش دونه دونه شروع کرد به ریختن همینجوری داشت فلیکس رو نگاه می کرد که فلیکس اشک های ات رو پاک کرد و دوباره بغلش کرد
فلیکس:آروم باش من پیشتم دیگه کسی نمی تونه بلایی سرت بیاره (سر ات رو بوس کرد🥹)
فلیکس ات رو از ب.ا.ر آورد بیرون و به پلیس زنگ زد وبعد از چند مین پلیس رسید و پسره رو بردن
فلیکس:نگرانتم یه چند روزی بیا بریم خونمون بمون
ات:باشه (بغض)
ات یه چند روزی خونه ی فیلیکس و هیونجین موند روزای اول زیاد حرف نمی‌زد اما کم کم به کمک هیونجین وفلیکس حالش بهتر شد اما ات دیگه آدم قبلی نشد چون با نشون دادن خوبی همچین بلا هایی سرش اومد(ات قبلاً به پسره قلدر دانشگاه توی مشکلات درسیش کمکش کرده بود)وخلاصه به کمک هیونجین وفلیکس چند تا ورزش رزمی یاد گرفت تا بتونه از پس هر قلدری بر بیادو دوست های ات کم کم اونو به کار های غ.ی.ر.ه ق.ا.ن.و.ن.ی وسوسه میکردن و ات هم کم کم رفت توی کار های غ.ی.ر.ه ق.ا.ن.و.ن.ی (فقط میرن می‌دونه)

زمان حال

ات:راستی(از بغل فلیکس میاد بیرون)فلیکس تو از کجا میدونستی ما توی اون ب.ا.ر بودیم
فلیکس:هیونجین بهم گفتش اما نمیدونست میخوام بیام اونجا تا ازت معضرت خواهی کنم
ات:که اینطور ..... ولش کن مهم نیست(لبخند)

هر کدومشون به لباس انتخاب کردن خریدن داشتن میرفتن بیرون که با صدای آشنایی سر جاشون وایستادن برگشتن دیدن ......

ادامه دارد
لایک
کامنت
دوستان فالووووووو
دوستون دارم 😘
دیدگاه ها (۵)

{خوانواده بی ارامش }

سناریو قفل آبی پارت ۴

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۲۲ زنگ تفریح خورد.فلیکس از کلاس بیرون ...

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

تک پارتیا/ت_جینسلام من ا/ت هستم ۲۴ سالمه با جین تازه ازدواج ...

پارت 32 رمان عشق مدرسه ایو رفتند تو اتاق فرار و به حرف اونای...

#درخواستی_هیونلیکس#سقوط_در_سکوتتصویر جلوی چشم‌های هیونجین ثا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط