{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برگرد وُ برایم غزلی ناب بیاور

برگرد وُ برایم غزلی ناب بیاور
من تشنه‌لبم، تشنه‌دلم، آب بیاور

لبریز شده کاسهء صبرم به خداوند!
پیغام بده: جانِ دلم! تاب بیاور

بیداری شبهای بدون تو مرا کشت
برگرد وُ در آغوش خودت خواب بیاور

آن کودک نوپا به خدا پیر شد از عشق
همراه خودت کودکی و "تاب" بیاور

تنهایی و افسوس رفیقم شده بی تو
اصلا تو بیا دوستِ ناباب بیاور

برگرد وُ نثار دلِ ناشادِ من وُ عشق...
حرفی، سخنی، یا غزلی ناب بیاور
دیدگاه ها (۲)

:ای تو برقلـب من از هرکه سـزاوارتریناین منـم در ره جانان تو ...

تو می خندی و تصویر از لبت را قاب می گیرم از آن کنج لبانت بوس...

تحریم نکن وسوسه ی عطر تنت را ای کاش که با خود نبری پیرهنت را...

گفته بودی عاشقم هستی، پریشانی چرا؟!وقت دیدارت مرا از خویش می...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 29・⁠]⁠ᕗ  اروم گفت‌ : خیلی وق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط