{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یادت هست مادر؟

یادت هست مادر؟
اسم قاشق را گذاشتی :هواپیما. قطار. کشتی تا یک لقمه بیشتر بخورم
ومن عادت کردم هرچیزی را بدون آنکه دوست داشته باشم قورت بدهم . . .
حتی بغض های نترکیده ام را . . .
دیدگاه ها (۳)

#خدا #زندگی#هدیه #مادر #فرزند#دلنوشت #استوری #تکست #مادرانه ...

#in_your_eyespart_10۵ویو کایلاکوک چند دقیقه بعد با یه ظرف بس...

خب کارلوی عزیزم امروز میشه سه ماه که دوستیم میدونی این سه ما...

تیزر داستان جدید در واتپد ....تو اون آدمی که می‌شناختم نیست...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۸۴: دسر خطرناکچند دقیقه بعد…سوآ با دقت مشغ...

پارت چهارم _ دنیای عجیب

_____پارت²⁰ نفرین کوچولو_____لوسیفر یک قدم از دل تاریکی بیرو...

گاهی فکر می‌کنم بعضی آدم‌ها بی‌خبر وارد زندگی آدم میشن و بعد...

پارت: 7 (بخش2) **زاویه دید: زین**اسم *استرلینگ* مثل یه سطل آ...

★彡   Part 69 彡★ دهنم باز موند.یه لحظه به معنای واقعی کلمه هن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط