ما عمری خشت بر خشت نهادیم تا پناهگاهی از رویا بسازیم اما
ما عمری خشت بر خشت نهادیم تا پناهگاهی از رویا بسازیم، اما درست وقتی که نوبت به سقف رسید، فهمیدیم بر زمینِ لرزانی بنا کرده بودیم که سهمش از دنیا فقط آوار است. آرزوهای ما حالا شبیه به همان خانههای کلنگیِ رها شدهاند؛ دیوارهایی که جای عکسِ عزیزان، روی آنها یادگاریهای تلخ نوشته شده و پنجرههایی که دیگر به هیچ بهاری باز نمیشوند. ناامیدی، ریختنِ تدریجیِ گچِ سقف روی سرِ کسی است که هنوز گمان میکند خانهاش پابرجاست.
- ۱۲.۱k
- ۲۴ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط