{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق زیباترین نامیست که بر یک انتحار تدریجی گذاشتهاند

عشق، زیباترین نامی‌ست که بر یک انتحارِ تدریجی گذاشته‌اند. مصیبت از آنجایی شروع می‌شود که تو تمامِ کلیدهایِ خانه‌ی وجودت را به کسی می‌سپاری که خود، مسافری در آستانه‌ی رفتن است. تلخیِ عشق، نه در “نداشتن”، که در “داشتن و لرزیدن” است؛ اینکه در اوجِ آغوش، طعمِ شورِ وداع را زیر زبانت حس کنی. عشق، شبیه به نوشیدنِ زهر در جامی مرصع است؛ تو مجذوبِ درخششِ جام می‌شوی و وقتی به خود می‌آیی که سم در تمامِ رگ‌هایت دویده و تو دیگر راهی برای بازگشت به خودِ سابق‌ات نداری.
دیدگاه ها (۸)

ما عمری خشت بر خشت نهادیم تا پناهگاهی از رویا بسازیم، اما در...

زندگیِ تو، بومی‌ست که فقط قلم‌مویِ خودت حق دارد روی آن حرکت ...

همه دوست دارند داستانِ دست‌های پینه‌بسته‌ی تو را بشنوند و بر...

یادش بخیر؛ روزگاری که گوشی‌هایمان کوچک بود، اما حرف‌هایمان ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط