عشق، زیباترین نامی‌ست که بر یک انتحارِ تدریجی گذاشته‌اند.

عشق، زیباترین نامی‌ست که بر یک انتحارِ تدریجی گذاشته‌اند. مصیبت از آنجایی شروع می‌شود که تو تمامِ کلیدهایِ خانه‌ی وجودت را به کسی می‌سپاری که خود، مسافری در آستانه‌ی رفتن است. تلخیِ عشق، نه در “نداشتن”، که در “داشتن و لرزیدن” است؛ اینکه در اوجِ آغوش، طعمِ شورِ وداع را زیر زبانت حس کنی. عشق، شبیه به نوشیدنِ زهر در جامی مرصع است؛ تو مجذوبِ درخششِ جام می‌شوی و وقتی به خود می‌آیی که سم در تمامِ رگ‌هایت دویده و تو دیگر راهی برای بازگشت به خودِ سابق‌ات نداری.
دیدگاه ها (۸)

بهارکِ‌من…بهار از راه‌رسیده است، و فصلِ عاشق‌شدن آغازشده‌است...

نمیتونم بگم این لحظه چقدر برای من خاص هست. امروز روزی است که...

📃 مجله نایت ‌گاهی همان بهتر که نشود، که تا آخرین پله هم برسی...

هر چیزی به موقعش قشنگه ‌حتی آدما ...( ؛🌿#ستاره_میمگاهی همان ...

تکپارتی موییچیرو

محبوبم!هیچ چیز خوشحالم نمی کندنه زیبایی زناننه آواز کوچه_گرد...

خدایا پیکرم آتش گرفتهدل غم پرورم آتش گرفتهشهادت نامه را با خ...

#آفتاب_در_حجاب#قسمت_ششم✍ پرتو هفتم:🌱قصه ی غریبی است این ماجر...

last part

معنا برای تو نامه ای می نویسم ... دلتنگی که دست از سر دل ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط