{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مستِ عشقم، کس ببیند گویدم دیوانه ای

مستِ عشقم، کس ببیند گویدم دیوانه ای
من نه آن مستم که نوشد باده از پیمانه ای

مستِ آن یارم که دارد با نظر لطفی به من
من به اعجاز از نگاهش می شوم مستانه ای

آنکه در بازارِ بی رحمی به جانان دل دهد
خانه یِ قلبش نگردد جایِ هر بیگانه ای

غافلان دولت سرا دنبالِ جانان می روند
چشمِ دل وِی را ببیند همرهِ بیچاره ای

آنکه درمانی کُند دستی بگیرد در خَفا
اینچنین بر شمعِ جانان می شود پروانه ای
دیدگاه ها (۴)

تا کبوتر میشوم تیر و کمان رو میکنی...بال و پر تا میزنم، صیدم...

آنکه مست آمد و دستی به دل ما زد و رفتدر این خانه ندانم به چه...

بنگر به عمر رفته، حسرت نصیب ما شد.....

دوستت دارمو چقدرتوضیح دادنحرف هایِ ساده سخت است

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط