{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سعی کردم دوباره حس انتقاممو بیدار کنم

سعی کردم دوباره حس انتقاممو بیدار کنم
پاشنه های کفشمو پیروز مندانه و محکم روی زمین سفید رنگ سالن حرکت دادم و با غرور زیاد از جلوی کالورا و شوگا رد شدم ....
دستای مشت شده شوگا و اخمای ریزی که باعث شده بودن روی پیشونیش خطای ریزی از حسادت و عصبانیت بیفته رو زیر نگاه پر از غرورم گذروندم و از این همه اعتماد ب نفس یهویی خودم خوشحال شدم ....
به سمت کسی که از مهمون ها پذیرایی میکرد رفتم تا برای جلوگیری از خشکی گلوم چیزی بنوشم
هنوز یکم خوردم که با صدای ریس که اسم منو صدا میزد به سمتش رفتم و گفتم :«
آ.ت:« بله ریس ؟
ریس:« می‌خوام به آقای مین معرفیت کنم سعی کن خودتو خوب جلوه بدی !
«««چشم آرومی زیر لب گفتم و سعی کردم بازم با همون اعتماد به نفس قبلم به سمتش برم ....
حالا که داشتم صورت قرمز شده اش رو از نزدیک می‌دیدم برام جالبی بیشتری داشت و البته دروغ نگم دلم برای چندمین بار برای جذابیتش رفت ...
سیلی خیالی خودم توی صورتم زدم و سعی کردم افکار بچگانه روی از توی ذهنم پس بزنم...»»
ریس:« بله ایشون منشی قسمت اجرایی هستن و یکی از بهترین کارکنان ما هستن....
شوگا :« بله قبلا با هم آشنا بودیم !!!
آ.ت:« ببخشید به جا نمیارم؟!!!
«««با این حرفم انگار آب داغ خالی شد روی صورت یونگی و اون از همیشه قرمز تر شده ...»»»
شوگا:« خیلی زیبا می‌رقصید!!!!
«««طعنه حسادت رو توی این حرفش حس کردم و سعی کردم با همون بی تفاوتی جواب بدم ...»»
آ.ت:« ممنون !
نگاهم ک......

ادامه دارد...☁️✨✨✨
دیدگاه ها (۴)

نگاهم که به کالورا افتاد برخلاف شوگا خیلی آروم و خونسرد بود ...

آ.ت:« ولممم کن !!!!شوگا:« چطوری جرعت کردی ؟!!آ.ت:« منظورت چی...

همین موقع کانگ سو اسم منو بلند صدا زد و از اون طرف سالن به س...

لارا :« الو سلام خوبی ؟ خواستم بگم.....«««نتونستم تحمل کنم و...

تک پارتی شوگا( طولانیه)

پارت 4

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط