پارت

پارت ۱
عشق در چشمانت

ویو ات
گذاشتم کنار و پاشدم رفتم جلوی آینه یه نگاه به خودم کردم رژم رو زدم آرایش نمی کنم یه آرایش خیلی کم همیشه روی صورته چون خودم خوشگلم
رفتم بیرون که صدای پاشنه های کفشم تو سالن پیجید
رفتم سمت داداشم که دوستش هم بود چه هاته پرسینگم داره او عضله هارو وای تتو هم دارههه عه ات خر به چی فکر میکنی ولش رفتم پیش داداشم پریدم بغلش و یه ماچ از لپش کردم که جای رژم موند روی لپش برگشت بهم گفت

ته:ات ایشون رفیقه بنده هست که هفت ساله باهاش رفیقم
بهش نگاه کردم که عصبی داشت نگاهم میکردم وا مگه چیه از تو بغل داداشم اومدم بیرون پاشدم روبه روش وایسادم و دستمو دراز کردم

ات :سلام من کیم اتم خواهر رفیقت و شما؟
باهام دست داد و

ویو کوک
مرتیکه اشکال زنگ زد گفت نمی تونم بیام سر قرار محلوله هم کنسل میکنم خوب حر.و .می از اول میگفتی
داشتم با گوشیم ور میرفتم که یه دفه صدای پاشنه کفش های یکی اومد برگشتم نگاه کردم که تهیونگ برگشت گفت

ته:اینم از خواهر زیبای من

محو زیباییش شده بودم واقعا زیبا بود خوش هیکل زیبا و چشمام هاش دنیای زیبایی رو درونش داشت اومد و پرید بغل ته و یه بوس هم
از گونش کرد که ردش موند
خیلی عصبی شدم نمی دونم چرا ولی حسودیم شد برای اولین بار
یه دفه ته گفت.. (همونایی که بود ته به ات گفت)
پاشد اومد روبه روم و دستشو دراز کرد و خودشم معرفی کرد که ازم پرسید و شما؟
به خودم اومدم اخه محو زیباییش بودم بهش دست دادم و با لحن همیشه گیم یکم ملایم تر گفتم..
کوک: خوشبختم منم جئون جونگکوک هستم رفیق داداشت(یکم سرد)
و..

سلااام شرط ها رو توی معرفی گفتم اجرا بشه دو پارت داریم🤍
دیدگاه ها (۴)

༺ عشق در چشمانت ༻پارت ۲ویو اتوا چرا انقدر سرد رفتار می‌کنه؟ ...

༺عشق در چشمانت༻پارت ۳اسلاید ۲ اتاسلاید ۳ بینااسلاید ۴ هاناوی...

༺ عشق در چشمانت ༻معرفی رمان شخصیت ها: جئون جونگکوک،جئون بینا...

عشق زخمیp/⁷

عشق زخمی 🍒p/⁴

فصل دو ( چرا من؟) پارت ۴🗿🎀ات: وایسا وایسا الان ...میخوای پیش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط