{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غرق یک خاطره باشی و به آخر بِرِسی

غرق یک خاطره باشی و به آخر بِرِسی
به غم انگیزترین صفحه ی دفتر برسی

به سرت هی بزند تا بروی رو به عقب
که به یک حادثه یا یک غم بهتر برسی

از غزل کام بگیری و بسوزی هر شب
سر این رابطه اینبار به باور برسی

عشق یعنی که بخواهی و بمیری، ای وای!
آنقَدَر دیر ، دمِ رفتن او سر برسی

باخدا عهد ببندی و بگوید باشد
دست آخر که به یک شانه ی دیگر برسی!

آرزوهای محال دل بی تو یعنی
لحظه ای چشم ببندم ، تو هم از در برسی
دیدگاه ها (۱)

مثل آن لحظه که حفظِ غمِ ظاهر سخت استماندن چشم به دنبالِ مساف...

یارم چـو قـدٖح به دست گـیـرد بـازار بـتـان شـکـسـت گـیـر...

با من سخن بگو ولی از عشق دم نزنلطفن عزیز حال خوشم را به هم ن...

ای کاش تو بودی که بخوانی غزلم رااشعار مرا خوب بخوانی و ببینی...

سروده‌ی «باید برخاست» با مداحی محسن محمدی پناه نمونه‌ای از پ...

پارت ۴۸:پاسخ معما(سولار)خسته و کوفته روی میز کارم ولو شدم. پ...

پارت: 9 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*هوای سالنِ قدیمی مثل همیشه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط