{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهی دلم هیچ چیز نمیخواهد

گاهی دلم هیچ چیز نمیخواهد
جز گپ ریز ریز با مادرم
هی من حرف بزنم، هی او چای تازه دم بریزد،
هی چای ام سرد بشود
هی دلم گرم.
آنجا که چای ات سرد می شود
و دلت گرم
خانه مادر است
دیدگاه ها (۱)

برای تا ابد ماندن، باید رفت...گاهی به قلب کسی...گاهی از قلب ...

می توانی بروی قصه و رویا بشویراهی دورترین نقطه ی دنیا بشویسا...

خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست؟ طاقت بار فِراق این همه ایا...

عاشقانه های شبنم

​گاهی تنهایی، فقط خلوت‌کردن با خودت نیست؛ یک سکوت سنگین و کش...

مادر هیزل (سارا ایوانز) سن: حدود ۴۲ سالشغل: پرستار و شیفت خش...

گاهی خودمم نمی‌دونم دقیقاً چه حسی دارمفقط می‌دونم یه چیزی تو...

«خانه، بی‌تو چقدر سرد و ساکت است…»بابا.جون.مهربونم😔می‌دانی؟...

.صدایت، طنینِ زندگی‌ست در کویر خاموشِ دلمهر واژه‌ات، نسیمی‌س...

زندگی همیشه در اتفاق‌های بزرگ خلاصه نمی‌شود؛ گاهی تمام زیبای...

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

𝑀𝑒𝓃 𝒷𝒶𝓇𝒶𝓎𝑒 𝒾𝓃𝓀𝑒 𝒷𝑒𝓉𝑜𝓃𝒶𝓂 𝓉𝒾𝓀𝑒‌𝒽𝒶𝓎𝑒 𝓂𝑜𝓀𝒽𝓉𝑒𝓁𝑒𝒻 𝑒 𝓀𝒽𝑜𝒹𝑜𝓂 𝑜 𝓀𝑒𝓃𝒶𝓇...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط