که یهو ماشین زد بهم افتاده بودم زمین و همه دورم جم شده بو
که یهو ماشین زد بهم افتاده بودم زمین و همه دورم جم شده بودن سرم رو به طرف جین چرخوندم که دیدم تو حیاط عمارت خیلی ریلکس داشت بهم نگاه میکرد و خیلی خونسرد رفت داخل عمارت اشک هام سرازیر شد اما نه از درد بدنم از درد قلب شکستم یعنی آنقدر براش بی ارزش شدم که براش مهم نبود بمیرم یکی زنگ زد آمبولانس چشمام کمک کم سیاهی رفت...
چشمام رو باز کردم و دیدم رو تخت بیمارستانم پرستار اومد داخل اتاق
پرستار:ع بیدار شدی؟حالت خوبه جاییت درد نمیکنه؟
ا.ت:دستم...دستم خیلی درد میکنه
پرستار:خب دستت بدجوری آسیب دیده تا چند وقت تو گچه
ا.ت:آها مرسی
پرستار:خواهش میکنم عزیزم من برم به دکتر بگم بیاد معاینت کنه
ا.ت:اوهوم
پرستار رفت و بعد از چند مین دکتر اومد تو و معاینم کرد
دکتر:خب عزیزم اگه چیزی لازم داشتی این دکمه رو فشار بده پرستار میاد پیشت
ا.ت:امم راستی خانم دکتر...کی مرخص میشم؟
دکتر:اگه فردا حالت خوب باشه میتونی مرخص بشی
ا.ت:آها خیلی ممنون
دکتر:خواهش میکنم عزیزدلم
دکتر رفت بیرون منم چشمام رو بستم که یهو...
حمایت=ذوق
چشمام رو باز کردم و دیدم رو تخت بیمارستانم پرستار اومد داخل اتاق
پرستار:ع بیدار شدی؟حالت خوبه جاییت درد نمیکنه؟
ا.ت:دستم...دستم خیلی درد میکنه
پرستار:خب دستت بدجوری آسیب دیده تا چند وقت تو گچه
ا.ت:آها مرسی
پرستار:خواهش میکنم عزیزم من برم به دکتر بگم بیاد معاینت کنه
ا.ت:اوهوم
پرستار رفت و بعد از چند مین دکتر اومد تو و معاینم کرد
دکتر:خب عزیزم اگه چیزی لازم داشتی این دکمه رو فشار بده پرستار میاد پیشت
ا.ت:امم راستی خانم دکتر...کی مرخص میشم؟
دکتر:اگه فردا حالت خوب باشه میتونی مرخص بشی
ا.ت:آها خیلی ممنون
دکتر:خواهش میکنم عزیزدلم
دکتر رفت بیرون منم چشمام رو بستم که یهو...
حمایت=ذوق
- ۱۰.۱k
- ۰۴ شهریور ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۵۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط