پارت بعدی برین و حالش و ببرین
پارت بعدی برین و حالش و ببرین☺️
_______________________________پارت چهارم
گوجو موچی ها رو حساب کرد . نمی خواست بره ولی باید می رفت تا بره جوجوتسو می خواست بیشتر اون رو ببین .
گوجو : می تونم بدونم اسمتون چیه ؟ ( کاملا قرمز )
ا٫ت : ا٫ت ایتادوری هستم .
گوجو با شنیدن اسم ا٫ت یک چیزی رو فهمید که ا٫ت حتماً یک ارتباطی با یوجی داشت لحظه اول متوجه اش نشد ولی یوجی و ا٫ت خیلی شبیه به هم بودن .
گوجو : ا..اسم قش..نگی دارید ( با لکنت )
ا٫ت : ممنونم
گوجو : ببخشید اما شما یو-- که یهو گوشی گوجو زنگ خورد
مگومی بود .
مگومی : کجایییی بیاااا دییگههه ( با فریاد ) گوجو نتونست یواش رو کامل بپرسه و با ا٫ت خداحافظی کرد و رفت .
با خودش گفت: از یوجی می پرسم .
در دبیرستان جوجوتسو :
یوجی : چرا اینقدر دیر کرد ؟
نوبارا : نمی دونم .
گوجو اومد داخل .
پایان پارت چهارم 🩷
_______________________________پارت چهارم
گوجو موچی ها رو حساب کرد . نمی خواست بره ولی باید می رفت تا بره جوجوتسو می خواست بیشتر اون رو ببین .
گوجو : می تونم بدونم اسمتون چیه ؟ ( کاملا قرمز )
ا٫ت : ا٫ت ایتادوری هستم .
گوجو با شنیدن اسم ا٫ت یک چیزی رو فهمید که ا٫ت حتماً یک ارتباطی با یوجی داشت لحظه اول متوجه اش نشد ولی یوجی و ا٫ت خیلی شبیه به هم بودن .
گوجو : ا..اسم قش..نگی دارید ( با لکنت )
ا٫ت : ممنونم
گوجو : ببخشید اما شما یو-- که یهو گوشی گوجو زنگ خورد
مگومی بود .
مگومی : کجایییی بیاااا دییگههه ( با فریاد ) گوجو نتونست یواش رو کامل بپرسه و با ا٫ت خداحافظی کرد و رفت .
با خودش گفت: از یوجی می پرسم .
در دبیرستان جوجوتسو :
یوجی : چرا اینقدر دیر کرد ؟
نوبارا : نمی دونم .
گوجو اومد داخل .
پایان پارت چهارم 🩷
- ۶۹
- ۰۹ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط