گفتم:داری میری؟؟؟
گفتم:داری میری؟؟؟
گفت:آره...
گفتم:منم بیام؟؟؟
گفت:جایی که من میرم فقط جای دونفره نه ۳نفر...
گفتم:بر میگردی؟؟؟
فقط خندید!!!!
اشک تو چشام حلقه زد و سرمو انداختم پایین...
دستشو زیر چونم گذاشتو سرمو بالا آورد...
گفت:تو کجا میری؟؟؟
گفتم:میرم ۱جایی بالاخره...
گفت:تنها نریا یکیو با خودت ببر...
گفتم:جایی که من میرم جای ۱نفره نه ۲نفر...
گفت:بر میگردی؟؟؟
گفتم:جایی که من میرم راه برگشت نداره...
من رفتمو اون رفت...
ولی اون مدتهاست که بر گشته و با اشک چشاش خاک مزارمو شست و شو میده!!
گفت:آره...
گفتم:منم بیام؟؟؟
گفت:جایی که من میرم فقط جای دونفره نه ۳نفر...
گفتم:بر میگردی؟؟؟
فقط خندید!!!!
اشک تو چشام حلقه زد و سرمو انداختم پایین...
دستشو زیر چونم گذاشتو سرمو بالا آورد...
گفت:تو کجا میری؟؟؟
گفتم:میرم ۱جایی بالاخره...
گفت:تنها نریا یکیو با خودت ببر...
گفتم:جایی که من میرم جای ۱نفره نه ۲نفر...
گفت:بر میگردی؟؟؟
گفتم:جایی که من میرم راه برگشت نداره...
من رفتمو اون رفت...
ولی اون مدتهاست که بر گشته و با اشک چشاش خاک مزارمو شست و شو میده!!
- ۲۱۴
- ۲۵ آبان ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۲۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط