{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتم:داری میری؟؟؟

گفتم:داری میری؟؟؟

گفت:آره...

گفتم:منم بیام؟؟؟

گفت:جایی که من میرم فقط جای دونفره نه ۳نفر...

گفتم:بر میگردی؟؟؟

فقط خندید!!!!

اشک تو چشام حلقه زد و سرمو انداختم پایین...

دستشو زیر چونم گذاشتو سرمو بالا آورد...

گفت:تو کجا میری؟؟؟

گفتم:میرم ۱جایی بالاخره...

گفت:تنها نریا یکیو با خودت ببر...

گفتم:جایی که من میرم جای ۱نفره نه ۲نفر...

گفت:بر میگردی؟؟؟

گفتم:جایی که من میرم راه برگشت نداره...

من رفتمو اون رفت...

ولی اون مدتهاست که بر گشته و با اشک چشاش خاک مزارمو شست و شو میده!!
دیدگاه ها (۲۷)

چقدر لذت دارد... کنجی بنشینی و چشمانت را ببندی... و به چیزی ...

دلم تنگ است... برای کسی که نمی داند.... نمی داند که بی او به...

دلم میخواهد کسی باشد ، خوب باشد ، مهربان باشد ، و همه ی ای...

شک نکــــن ...! " آینــده ای " خواهـم ساخت که , " گذشتـه ا...

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part _فعلا بهوش نمیان!...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 112・⁠]⁠ᕗو خندید شوک و شگفتی ...

جادویی عشق part ۷۷به اسمون نگاه میکرد. اولش خواستم برگردم ول...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط