{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیدمش تنم لرزیددلم خواست محوتماشایش باشم دلم خواست تاآخرع

دیدمش تنم لرزیددلم خواست محوتماشایش باشم دلم خواست تاآخرعمربه اوخیره باشم دلم خواست امااین شرم نگذاشت بنفشه ای سربه زیرافکندم به زمین خیره شدم اوآرامی ازکنارم گذرکردباخطی ازعطردورم حصارکشیددلخواه ترین اسارتی است که عادلانه ترین حکمش حبس ابدمن است
دیدگاه ها (۱)

+حالمان کمی خوب نیست....کمی بغضِ غروبِ جمعه را درد میکشیم در...

سالهاست صورتم را با خودم جایی نبردم چهره ی دختر ناشناسی را ب...

یه روزی میـــرسه... میگی:??★کاش بـــودی...ツکاش اونیکه اومد ج...

میگن ازچشام شیطنت میبارهمیگن خیلی حاضرجوابممیگن همیشه شادممی...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣3۶🦋)✥(ویو لوین کاترین)گربه کوچولویی که قبلاً ب...

مرد بی رحم

𝐌𝐲 𝐌𝐚𝐧𝐏𝐚𝐫𝐭:9مادرم با آرامش شروع به نوازش کردن من کرد.و با صد...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣۳۱🦋)✥(ویو جئون جونگ کوک)ولی کاملا اشتباه فکر م...

سکوت پیست²Part:²شاخه ای از موهاش که جلوی صورتش بودو گرفتمو ک...

Enemys Embrsce [ part ۱۹ ]

برده عمارت جئون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط