شماره آزمایشگاه
شماره ۷ آزمایشگاه
فصل ۲ پارت ۱۱
ویو یوری
همه جارو گشتیم ولی نبود انگار اب شده رفته تو زمین
ویو دامیان
خیلی نگران بودم و این تولد اصلا هم برام مهم نبود
دامیان:بهتره بریم خونه تونو بگردیم شاید ازش اثری باشه
همه رفتن خونه فورجر ها
دامیان داشت اتاق انیا رو میگشت که چشمش به یه دفتر خورد برش داشت و دید دفتر خاطراتشه بازش کرد بخونه تا بفهمه انیا دشمنی داره یانه
بله دیگه همه چیو درمورد خود انیا و خانواده دروغینش فهمید حتی درمورد اون دانشمنده
دامیان در ذهن{نکنه اون دانشمنده اونو دزدیده ولی اینجا نوشته اون دانشمنده در واقع یه ربطی به پدرم داره}
خلاصه دامیان رفت خونه و با پدرش درمورد دانشمنده حرف زد و فهمید کجاست و همه رفتن به اون مکان
بجز یوری بیچاره که داره با خودش میگه خواهرش قراره اونو بکشه😂😂
ویو انیا
اون مرده رفت و حدود دو ساعت تنها تو اتاق با سوالای تو ذهنم بودم که در با شدت باز شد و یه نفر نمایان شد
اون....
ویو دامیان
از همه نگهبانا گذشتم(یعنی همرو کتک زد،ماشااله دامیان جان👏👏)
یه اتاق دیدم درو شکستم و دیدم انیا اونجاست
دامیان:انیاا
دامیان انیا رو باز کرد
انیا:پسر دوم از کجا فهمیدی انیا اینجاست!؟
دامیان:بعدا صحبت میکنیم
از اونجا خارج شدن دیدن اونور یور داره نگهبانارو اونور اینور پرت میکنه و میزنه لویدم داره ساختمونو میگرده تا انیا رو بگرده(خدا شفاشون بده😂)
خلاصه رفتن خونه ی دزموندا و تولد دامیان رو گرفتن و دامیان به انیا اعتراف کرد و انیا قبول کرد.
فردا صبح در مدرسه
بکی:سلام انیا جونم
انیا:سلام بکی
رز:سلام بکی،سلام آنیا
انیا و بکی:سلام رز
رز:چخبر تو اخر هفته چیکارا کردید
بکی:من رفتم مسافرت تو چطور انیا؟
انیا:رفتم تولد پسر دوم
بکی:جدی؟
رز:اونجا چیا شد؟!
انیا:پسر دوم به انیا گفت دوسش داره
بکی و رز غش کردن
ویو دامیان
امیل و ایون :سلام جناب دامیان
رایان:سلام دامیان،اخر هفته خوش گذشت؟!😏😁(نکته:رایان همه چیو میدونه یعنی میدونه دامیان قرارربوده به انیا اعتراف کنه
دامیان:سلام،اخر هفته بد پیش نرفت🙃
رایان :پس خوش بحالته!
دامیان:رایان(داد میزنه)
رایان:باشه بابا
امیل و ایون:دارین درمورد چی حرف میزنید؟
رایان:اقای دزموند عاشق خانم فور...
دامیان(با داد):رایان خفهههههه
رایان:اخر اول که میدونن
امیل:جناب دامیان شما عاشق کی شدین؟
ایون:هرکی هست خوش شانسه
دامیان(زیر لب):نه من خوش شانسم که تونستم بدست بیارمش
رایان:مگه کشکه!🫤😐
شرطای پارت قبل رو بذارید اینم بذارید
۱۰تا لایک
فصل ۲ پارت ۱۱
ویو یوری
همه جارو گشتیم ولی نبود انگار اب شده رفته تو زمین
ویو دامیان
خیلی نگران بودم و این تولد اصلا هم برام مهم نبود
دامیان:بهتره بریم خونه تونو بگردیم شاید ازش اثری باشه
همه رفتن خونه فورجر ها
دامیان داشت اتاق انیا رو میگشت که چشمش به یه دفتر خورد برش داشت و دید دفتر خاطراتشه بازش کرد بخونه تا بفهمه انیا دشمنی داره یانه
بله دیگه همه چیو درمورد خود انیا و خانواده دروغینش فهمید حتی درمورد اون دانشمنده
دامیان در ذهن{نکنه اون دانشمنده اونو دزدیده ولی اینجا نوشته اون دانشمنده در واقع یه ربطی به پدرم داره}
خلاصه دامیان رفت خونه و با پدرش درمورد دانشمنده حرف زد و فهمید کجاست و همه رفتن به اون مکان
بجز یوری بیچاره که داره با خودش میگه خواهرش قراره اونو بکشه😂😂
ویو انیا
اون مرده رفت و حدود دو ساعت تنها تو اتاق با سوالای تو ذهنم بودم که در با شدت باز شد و یه نفر نمایان شد
اون....
ویو دامیان
از همه نگهبانا گذشتم(یعنی همرو کتک زد،ماشااله دامیان جان👏👏)
یه اتاق دیدم درو شکستم و دیدم انیا اونجاست
دامیان:انیاا
دامیان انیا رو باز کرد
انیا:پسر دوم از کجا فهمیدی انیا اینجاست!؟
دامیان:بعدا صحبت میکنیم
از اونجا خارج شدن دیدن اونور یور داره نگهبانارو اونور اینور پرت میکنه و میزنه لویدم داره ساختمونو میگرده تا انیا رو بگرده(خدا شفاشون بده😂)
خلاصه رفتن خونه ی دزموندا و تولد دامیان رو گرفتن و دامیان به انیا اعتراف کرد و انیا قبول کرد.
فردا صبح در مدرسه
بکی:سلام انیا جونم
انیا:سلام بکی
رز:سلام بکی،سلام آنیا
انیا و بکی:سلام رز
رز:چخبر تو اخر هفته چیکارا کردید
بکی:من رفتم مسافرت تو چطور انیا؟
انیا:رفتم تولد پسر دوم
بکی:جدی؟
رز:اونجا چیا شد؟!
انیا:پسر دوم به انیا گفت دوسش داره
بکی و رز غش کردن
ویو دامیان
امیل و ایون :سلام جناب دامیان
رایان:سلام دامیان،اخر هفته خوش گذشت؟!😏😁(نکته:رایان همه چیو میدونه یعنی میدونه دامیان قرارربوده به انیا اعتراف کنه
دامیان:سلام،اخر هفته بد پیش نرفت🙃
رایان :پس خوش بحالته!
دامیان:رایان(داد میزنه)
رایان:باشه بابا
امیل و ایون:دارین درمورد چی حرف میزنید؟
رایان:اقای دزموند عاشق خانم فور...
دامیان(با داد):رایان خفهههههه
رایان:اخر اول که میدونن
امیل:جناب دامیان شما عاشق کی شدین؟
ایون:هرکی هست خوش شانسه
دامیان(زیر لب):نه من خوش شانسم که تونستم بدست بیارمش
رایان:مگه کشکه!🫤😐
شرطای پارت قبل رو بذارید اینم بذارید
۱۰تا لایک
- ۵.۲k
- ۲۳ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط