چند پارتی یونگی 🤍🥲...

چند پارتی یونگی 🤍🥲...
پارت 5 🤍
یورا: کدوم پیشنهاد؟؟«تنها راهی که داشتم این بود که خودمو بی خبر از همه چی نشون بدم»
یونگی: نکنه انقدر زود یادت رفته؟؟
یورا: اگه منظورت همون حرفه احمقانه بود که...
یونگی: اره دقیقا منظورم همین بود.. ولی چرا احمقانه؟؟
یورا: به نظره خودت ما میتونیم باهم باشیم؟؟؟ ما همش درحال رقابتیم!!
یونگی:برحال من میخوام به پیشنهادت فکر کنم
یورا: کلاسه بعدی داره شروع میشه فعلا...
«شتتت منظورش از این حرفا چی بود؟؟؟ نکنه اینم حسی بهم داره... ولی اینجوری خوب میشه... توکله کلاس ذهنم مشغول حرفای یونگی بود...»
یونگی:«تصمیم گرفتم به حرفای یورا بیشتر فکر کنم... وخب منم حس میکردم حسایی بهش دارم...:)»
ـــــــــــــــــــــــ
حمایت🥺؟
دیدگاه ها (۷)

مافیای من

Part 62تهیونگ«میتونی بهم بگی راحت باش قشنگم و بگو»& وقتی خیل...

فیک:^فرشته ای در غلمرو دشمن^^part:3^ ...

True Love⑨تهیونگچند روز از اون شامی که خوردیم گذشته بود حرفا...

پارت ۳۱🌧️ ویو آتبا هیون‌وو داشتم می‌رفتم سمت کلاس که صدای ته...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

P15ویو آنیا داشتم دنبال کتاب تاریخ می‌گشتم. که یهو ...... یک...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۷۲مشتی به سینه جونگک...

My Arirang Part 7

"اگـه لـبـاسـ زیـرتـونـ رو (🗿) تـو اتـاقـشـونـ جـا بـزاریـد"...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط