{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شبی غمگین

شبی غمگین
شبی بارانی و سرد
مرا در غربت فردا رها کرد
دلم در حسرت دیدار او ماند مرا چشم انتظار کوچه ها کرد
به من می گفت تنها و غریب است
ببین با غربتش با من چه ها کرد
تمام هستیم بود و ندانست که در قلبم چه آشوبی به پا کرد
و او هرگز شکستنم را نفهمید
اگر چه تا ته دنیا صدا کرد
اگر چه تا ته دنیا صدا کرد
دیدگاه ها (۷)

شده احساس کنی از نفس گرم کسی مست شدی.....شده با قرمزِ احساسِ...

✔ گور بابای عشق ✔ ✔ مامانم که میخنده ✔ ✔. . . خوشبختم . ...

هه

شــاید روزی ...دوباره در گذر زمان به یکـدیگــر برسیــم !آنــ...

جون وو حرصی خندید : منظورت با کی بود ؟ .. سمت جونگکوک رفت و ...

هم اتاقی قدمی - پارت - ۱۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط