{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرد ثروتمندی نیستم!

مرد ثروتمندی نیستم!
سوار هیچ اسب سفیدی نشده‌ام!
و خیلی‌ها
در این دنیا از من
بلند قد تر و خوشتیپ‌تر هستند
اما هیچ مردی نمی‌تواند
مثل من
قلم دست بگیرد
و روی کاغذ از تو
بتی زیبا بتراشد!

هیوا❤
دیدگاه ها (۴)

#حکایت_قدیمی «سواره از پیاده خبر ندارد، سیر از گرسنه»در زمان...

حکیم بزرگ ژاپنی روی شنها نشسته و در حال مراقبه بود مردی به ا...

پارت ۳

p13صبح روز بعد...تهیونگ در بیمارستان مشغول کار بود.ذهنش هنوز...

پارت ۱۷ — «ساعت دوازده»ساعت دقیقاً دوازده شد.رها روی مبل نشس...

"من... نمیتونم بکشمت. " پارت سهدازای و چویا با حرص به هم نگا...

پارت چهارم — اولین برخوردچند روز بعد، یورا کم‌کم داشت به زند...

داستان عاشقانه جدید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط