اغوشاستاد

#اغوش_استاد🌺
#پارت17

نفس عمیقی کشیدم وزیرلب زمزمه کردم:

_چون رفیق شما اعصاب نداره من باید هرکاری میگه بکنم؟

خواست جوابم روبده که استادسلطانی خشک وسردگفت:

_چی پچ پچ می کنین شما دوتا؟

اقارضا نگاهش کرد ولبخندی زدگفت:

_هیچی داشتم از خانم صادقی می پرسیدم که از تو که استادشی راضیه

پوزخندی زد وگفت:

_من استادش باید ازش راضی باشم که نیستم

زیرلب زمزمه کردم:

_رو که نیست دیگ نذری

حرصی گفت:

_شنیدم چی گفتی

باتعجب نگاهش کردم وبه خودم اشاره کردم وگفتم:

_من؟چیزی نگفتم که...استاد ماشالا مستی دیشبتون هنوز نرفته کامل هزیون میگین

اقارضا باتعجب به بحث ما نگاه می کرد ودهنش باز مونده بود؛

باچشمای به خون نشسته نگاهم کردوگفت:

_به حسابت می رسم... بابدکسی داری بازی میکنی جوجه
دیدگاه ها (۳)

#part9#dar_hamsaiegie_godzila- اشکان میای؟؟- آره.دارم میام ی...

#part10#dar_hamsaiegie_godzilaرادوین که به چشمام خیره شده بو...

#اغوش_استاد🌺#پارت16خواست جواب رفیقش وبده که زودتر گفتم:_خدان...

#اغوش_استاد🌺#پارت15باحرص نگاهش کردم وبدونه اینکه بدونه کم او...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط